suntan

[ایالات متحده]/'sʌntæn/
[بریتانیا]/'sʌntæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیرگی پوست ناشی از قرار گرفتن در معرض آفتاب
Word Forms
قسمت سوم فعلsuntanned
صفت یا فعل حال استمراریsuntanning
زمان گذشتهsuntanned
جمعsuntans

جملات نمونه

her perpetual suntan was the product of a solarium.

برنزه دائمی او نتیجه استفاده از سولاریوم بود.

smeared suntan lotion on my face and arms.

لوسیون ضد آفتاب را روی صورت و دست‌هایم مالیدم.

I got a suntan after spending the whole day at the beach.

من بعد از گذراندن یک روز کامل در ساحل، دچار آفتاب سوختگی شدم.

She applied suntan lotion to protect her skin from the sun.

او کرم ضد آفتاب زد تا از پوستش در برابر نور خورشید محافظت کند.

He likes to maintain his suntan throughout the year.

او دوست دارد در طول سال آفتاب سوختگی خود را حفظ کند.

The suntan faded away after a few weeks of not being in the sun.

آفتاب سوختگی پس از چند هفته عدم قرار گرفتن در معرض نور خورشید، محو شد.

She enjoys getting a suntan while lounging by the pool.

او از گرفتن آفتاب در حالی که کنار استخر آفتاب می گیرد لذت می برد.

Some people use artificial methods to achieve a suntan.

برخی افراد از روش های مصنوعی برای دستیابی به آفتاب سوختگی استفاده می کنند.

He wore sunglasses to protect his eyes while getting a suntan.

او برای محافظت از چشمانش در حالی که آفتاب می گرفت، عینک آفتابی پوشید.

The suntan made her look healthier and more vibrant.

آفتاب سوختگی باعث شد او سالم تر و پر جنب و جوش به نظر برسد.

She prefers a natural suntan over using tanning beds.

او ترجیح می دهد به جای استفاده از تخت های برنزه، آفتاب سوختگی طبیعی داشته باشد.

After a day of hiking, he had a noticeable suntan on his face.

بعد از یک روز پیاده روی، او آفتاب سوختگی قابل توجهی روی صورتش داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید