sunburn

[ایالات متحده]/'sʌnbɜːn/
[بریتانیا]/'sʌn'bɝn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آفتاب سوختگی
vi. آفتاب سوختن
vt. آفتاب سوختن

جملات نمونه

I forgot to put on sunscreen at the beach and ended up with a bad sunburn.

من فراموش کردم کرم ضد آفتاب را در ساحل استفاده کنم و در نهایت دچار آفتاب سوختگی شدید شدم.

She applied aloe vera gel to soothe her sunburn.

او ژل آلوئه ورا را برای تسکین آفتاب سوختگی خود استفاده کرد.

Wearing a hat can help protect your face from sunburn.

استفاده از کلاه می‌تواند به محافظت از صورت شما در برابر آفتاب سوختگی کمک کند.

After spending all day in the sun, I developed a painful sunburn.

بعد از گذراندن یک روز کامل در آفتاب، دچار آفتاب سوختگی دردناکی شدم.

His shoulders were red and blistered from the sunburn.

شانه‌های او به دلیل آفتاب سوختگی قرمز و تاول زده بودند.

I always make sure to reapply sunscreen every few hours to prevent sunburn.

من همیشه مراقب هستم که هر چند ساعت یکبار کرم ضد آفتاب را دوباره استفاده کنم تا از آفتاب سوختگی جلوگیری کنم.

The doctor recommended using aloe vera to treat the sunburn.

پزشک استفاده از آلوئه ورا برای درمان آفتاب سوختگی را توصیه کرد.

She had to wear loose clothing because of her sunburned skin.

او مجبور شد لباس گشاد بپوشد زیرا پوستش آفتاب سوخته بود.

The sunburn on his back was so severe that he had trouble sleeping.

آفتاب سوختگی روی پشت او به حدی شدید بود که در خوابیدن مشکل داشت.

Applying a cold compress can help reduce the pain of sunburn.

استفاده از کمپرس سرد می‌تواند به کاهش درد آفتاب سوختگی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید