supercedes

[ایالات متحده]/suːpəˈsiːdz/
[بریتانیا]/suːpərˈsiːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جایگزین کردن یا جایگزین شدن؛ به تعویق انداختن یا تأخیر کردن
vi. بعد از چیزی آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

supercedes previous

جایگزین قبلی

supercedes old

جایگزین قدیمی

supercedes all

جایگزین همه چیز

supercedes norms

جایگزین هنجارها

supercedes rules

جایگزین قوانین

supercedes standards

جایگزین استانداردها

supercedes prior

جایگزین قبلی

supercedes policies

جایگزین سیاست‌ها

supercedes decisions

جایگزین تصمیمات

supercedes methods

جایگزین روش‌ها

جملات نمونه

his new theory supercedes the old one.

نظریه جدید او جایگزین نظریه قدیمی می‌شود.

this technology supercedes previous models.

این فناوری جایگزین مدل‌های قبلی می‌شود.

her experience supercedes her qualifications.

تجربه او برتری نسبت به مدارکش دارد.

the new law supercedes the outdated regulations.

قانون جدید جایگزین مقررات قدیمی می‌شود.

his dedication to the project supercedes all other commitments.

تعهد او به پروژه برتر از سایر تعهدات است.

the latest research supercedes earlier findings.

آخرین تحقیقات جایگزین یافته‌های قبلی می‌شود.

her kindness supercedes any negative comments.

مهربانی او برتر از هرگونه اظهار نظر منفی است.

this software supercedes the need for manual updates.

این نرم‌افزار نیاز به به‌روزرسانی دستی را از بین می‌برد.

his insights supercede conventional wisdom.

دیدگاه‌های او برتر از خرد متعارف است.

the new policy supercedes the existing guidelines.

سیاست جدید جایگزین دستورالعمل‌های موجود می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید