supinates

[ایالات متحده]/ˈsuːpɪneɪts/
[بریتانیا]/ˈsuːpɪneɪts/

ترجمه

vi. به سمت بالا چرخاندن کف دست یا کف پا
vt. به سمت بالا قرار دادن کف دست

عبارات و ترکیب‌ها

supinates foot

چرخش کف پا

supinates hand

چرخش دست

supinates wrist

چرخش مچ دست

supinates arm

چرخش بازو

supinates body

چرخش بدن

supinates ankle

چرخش مچ پا

supinates leg

چرخش پا

supinates muscle

چرخش عضله

supinates position

چرخش موقعیت

supinates motion

چرخش حرکت

جملات نمونه

the athlete supinates his wrist during the throw.

ورزشکار در حین پرتاب، مچ دست خود را به سمت داخل می‌چرخاند.

when running, she often supinates her feet.

هنگام دویدن، اغلب پاهای خود را به سمت داخل می‌چرخاند.

supinates are common in certain sports injuries.

چرخش به سمت داخل پا در برخی از آسیب‌های ورزشی رایج است.

he noticed that he supinates more when he is tired.

او متوجه شد که وقتی خسته است بیشتر به سمت داخل می‌چرخاند.

she learned to control her supinates during yoga.

او یاد گرفت که چرخشی به سمت داخل پا را در طول یوگا کنترل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید