he pronates
او به میانی میچرخد
she pronates
او به میانی میچرخد
it pronates
آن به میانی میچرخد
pronates excessively
به شدت به میانی میچرخد
pronates inward
به سمت داخل میچرخد
pronates during
در حین میانی چرخیدن
pronates while running
در حین دویدن به میانی میچرخد
pronates more
بیشتر به میانی میچرخد
pronates less
کمتر به میانی میچرخد
pronates naturally
به طور طبیعی به میانی میچرخد
the athlete pronates his wrist during the throw.
ورزشکار در حین پرتاب، مچ دست خود را پروネート میکند.
when she runs, her foot pronates slightly.
وقتی میدود، پای او کمی پروネート میشود.
he pronates his arm to gain better control.
او برای به دست آوردن کنترل بهتر، بازوی خود را پروネート میکند.
she noticed that her shoes wore out because she pronates.
او متوجه شد که کفشهایش از بین رفتند زیرا او پروネート میکند.
he pronates his feet when he walks on uneven surfaces.
وقتی روی سطوح ناهموار راه میرود، او پاهای خود را پروネート میکند.
she uses orthotics to correct her foot that pronates.
او از ارتوتیک برای اصلاح پایی که پروネート میکند استفاده میکند.
understanding how he pronates helped improve his technique.
درک اینکه او چگونه پروネート میکند به بهبود تکنیک او کمک کرد.
the doctor assessed how much he pronates during the exam.
پزشک ارزیابی کرد که او در طول معاینه چقدر پروネート میکند.
he pronates
او به میانی میچرخد
she pronates
او به میانی میچرخد
it pronates
آن به میانی میچرخد
pronates excessively
به شدت به میانی میچرخد
pronates inward
به سمت داخل میچرخد
pronates during
در حین میانی چرخیدن
pronates while running
در حین دویدن به میانی میچرخد
pronates more
بیشتر به میانی میچرخد
pronates less
کمتر به میانی میچرخد
pronates naturally
به طور طبیعی به میانی میچرخد
the athlete pronates his wrist during the throw.
ورزشکار در حین پرتاب، مچ دست خود را پروネート میکند.
when she runs, her foot pronates slightly.
وقتی میدود، پای او کمی پروネート میشود.
he pronates his arm to gain better control.
او برای به دست آوردن کنترل بهتر، بازوی خود را پروネート میکند.
she noticed that her shoes wore out because she pronates.
او متوجه شد که کفشهایش از بین رفتند زیرا او پروネート میکند.
he pronates his feet when he walks on uneven surfaces.
وقتی روی سطوح ناهموار راه میرود، او پاهای خود را پروネート میکند.
she uses orthotics to correct her foot that pronates.
او از ارتوتیک برای اصلاح پایی که پروネート میکند استفاده میکند.
understanding how he pronates helped improve his technique.
درک اینکه او چگونه پروネート میکند به بهبود تکنیک او کمک کرد.
the doctor assessed how much he pronates during the exam.
پزشک ارزیابی کرد که او در طول معاینه چقدر پروネート میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید