pronates

[ایالات متحده]/prəˈneɪts/
[بریتانیا]/prəˈneɪts/

ترجمه

v. کف دست را به سمت پایین چرخاندن؛ به جلو خم شدن یا کمر را خم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he pronates

او به میانی می‌چرخد

she pronates

او به میانی می‌چرخد

it pronates

آن به میانی می‌چرخد

pronates excessively

به شدت به میانی می‌چرخد

pronates inward

به سمت داخل می‌چرخد

pronates during

در حین میانی چرخیدن

pronates while running

در حین دویدن به میانی می‌چرخد

pronates more

بیشتر به میانی می‌چرخد

pronates less

کمتر به میانی می‌چرخد

pronates naturally

به طور طبیعی به میانی می‌چرخد

جملات نمونه

the athlete pronates his wrist during the throw.

ورزشکار در حین پرتاب، مچ دست خود را پروネート می‌کند.

when she runs, her foot pronates slightly.

وقتی می‌دود، پای او کمی پروネート می‌شود.

he pronates his arm to gain better control.

او برای به دست آوردن کنترل بهتر، بازوی خود را پروネート می‌کند.

she noticed that her shoes wore out because she pronates.

او متوجه شد که کفش‌هایش از بین رفتند زیرا او پروネート می‌کند.

he pronates his feet when he walks on uneven surfaces.

وقتی روی سطوح ناهموار راه می‌رود، او پاهای خود را پروネート می‌کند.

she uses orthotics to correct her foot that pronates.

او از ارتوتیک برای اصلاح پایی که پروネート می‌کند استفاده می‌کند.

understanding how he pronates helped improve his technique.

درک اینکه او چگونه پروネート می‌کند به بهبود تکنیک او کمک کرد.

the doctor assessed how much he pronates during the exam.

پزشک ارزیابی کرد که او در طول معاینه چقدر پروネート می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید