suppings

[ایالات متحده]/ˈsʌpɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsʌpɪŋz/

ترجمه

vi. به آرامی نوشیدن; شام خوردن
n. یک جرعه; مقدار کم; (Sup) نام; (Czech) Sup
vt. کسی را با شام سرگرم کردن; به آرامی نوشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

hot suppings

سوپ‌های داغ

soup suppings

سوپ‌های سوپ

noodle suppings

سوپ‌های رشته‌ای

fish suppings

سوپ‌های ماهی

meat suppings

سوپ‌های گوشتی

spicy suppings

سوپ‌های تند

vegetable suppings

سوپ‌های سبزیجات

broth suppings

سوپ‌های آبگوشت

clear suppings

سوپ‌های رقیق

rich suppings

سوپ‌های غنی

جملات نمونه

she enjoyed the suppings of the local cuisine.

او از خوردن غذاهای محلی لذت برد.

we had a great time at the suppings party last night.

ما شب گذشته در مهمانی خوردن شام خوش گذراندیم.

the chef prepared various suppings for the guests.

سرآشپز انواع غذاها را برای مهمانان آماده کرد.

at the festival, there were many suppings to choose from.

در جشنواره، انواع غذاها برای انتخاب وجود داشت.

they shared their favorite suppings during the gathering.

آنها در گردهمایی، غذاهای مورد علاقه خود را با هم به اشتراک گذاشتند.

suppings from different cultures were showcased at the event.

در این رویداد، غذاهای مختلف از فرهنگ‌های مختلف به نمایش گذاشته شدند.

we sampled the suppings offered by the street vendors.

ما غذاهایی که توسط دستفروشان ارائه شده بود را امتحان کردیم.

her cookbook features delicious suppings for every occasion.

کتاب آشپزی او شامل غذاهای خوشمزه برای هر مناسبتی است.

the suppings were a highlight of the culinary tour.

غذاها یکی از نقاط برجسته تور آشپزی بود.

we often gather for suppings and good conversation.

ما اغلب برای خوردن غذا و صحبت کردن جمع می شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید