smart supposers
طرفداران باهوش
creative supposers
طرفداران خلاق
logical supposers
طرفداران منطقی
confident supposers
طرفداران با اعتماد به نفس
critical supposers
طرفداران انتقادی
skeptical supposers
طرفداران شکاک
naive supposers
طرفداران سادهلوح
experienced supposers
طرفداران باتجربه
reasonable supposers
طرفداران معقول
curious supposers
طرفداران کنجکاو
supposers often make assumptions without sufficient evidence.
افراد فرضیهگو اغلب بدون شوادغ کافی فرضیاتی را مطرح میکنند.
many supposers believe that luck plays a significant role in success.
بسیاری از فرضیهگویان معتقدند که شانس نقش مهمی در موفقیت ایفا میکند.
supposers should consider multiple perspectives before drawing conclusions.
فرضیهگویان باید قبل از نتیجهگیری، دیدگاههای مختلف را در نظر بگیرند.
in debates, supposers often present their views as facts.
در بحثها، فرضیهگویان اغلب نظرات خود را به عنوان واقعیت ارائه میدهند.
critics argue that supposers lack critical thinking skills.
منتقدان استدلال میکنند که فرضیهگویان فاقد مهارتهای تفکر انتقادی هستند.
some supposers may overlook important details in their arguments.
برخی از فرضیهگویان ممکن است جزئیات مهم را در استدلالهای خود نادیده بگیرند.
it is essential for supposers to back up their claims with data.
برای فرضیهگویان ضروری است که ادعای خود را با داده پشتیبانی کنند.
supposers often create scenarios that may not be realistic.
فرضیهگویان اغلب سناریوهایی را ایجاد میکنند که ممکن است واقعبینانه نباشند.
teachers encourage students to challenge the ideas of supposers.
معلمان از دانشآموزان میخواهند که ایدههای فرضیهگویان را به چالش بکشند.
in science, supposers must test their hypotheses rigorously.
در علم، فرضیهگویان باید فرضیههای خود را به طور دقیق آزمایش کنند.
smart supposers
طرفداران باهوش
creative supposers
طرفداران خلاق
logical supposers
طرفداران منطقی
confident supposers
طرفداران با اعتماد به نفس
critical supposers
طرفداران انتقادی
skeptical supposers
طرفداران شکاک
naive supposers
طرفداران سادهلوح
experienced supposers
طرفداران باتجربه
reasonable supposers
طرفداران معقول
curious supposers
طرفداران کنجکاو
supposers often make assumptions without sufficient evidence.
افراد فرضیهگو اغلب بدون شوادغ کافی فرضیاتی را مطرح میکنند.
many supposers believe that luck plays a significant role in success.
بسیاری از فرضیهگویان معتقدند که شانس نقش مهمی در موفقیت ایفا میکند.
supposers should consider multiple perspectives before drawing conclusions.
فرضیهگویان باید قبل از نتیجهگیری، دیدگاههای مختلف را در نظر بگیرند.
in debates, supposers often present their views as facts.
در بحثها، فرضیهگویان اغلب نظرات خود را به عنوان واقعیت ارائه میدهند.
critics argue that supposers lack critical thinking skills.
منتقدان استدلال میکنند که فرضیهگویان فاقد مهارتهای تفکر انتقادی هستند.
some supposers may overlook important details in their arguments.
برخی از فرضیهگویان ممکن است جزئیات مهم را در استدلالهای خود نادیده بگیرند.
it is essential for supposers to back up their claims with data.
برای فرضیهگویان ضروری است که ادعای خود را با داده پشتیبانی کنند.
supposers often create scenarios that may not be realistic.
فرضیهگویان اغلب سناریوهایی را ایجاد میکنند که ممکن است واقعبینانه نباشند.
teachers encourage students to challenge the ideas of supposers.
معلمان از دانشآموزان میخواهند که ایدههای فرضیهگویان را به چالش بکشند.
in science, supposers must test their hypotheses rigorously.
در علم، فرضیهگویان باید فرضیههای خود را به طور دقیق آزمایش کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید