surlinesses abound
حضور فراوان بداخلاقیها
overcome surlinesses
غلبه بر بداخلاقیها
mask surlinesses
پوشاندن بداخلاقیها
surlinesses emerge
ظهور بداخلاقیها
express surlinesses
ابراز بداخلاقیها
surlinesses and smiles
بداخلاقیها و لبخندها
confront surlinesses
مقابله با بداخلاقیها
ignore surlinesses
نادیده گرفتن بداخلاقیها
recognize surlinesses
تشخیص بداخلاقیها
tame surlinesses
رام کردن بداخلاقیها
his surlinesses made it difficult for anyone to approach him.
خشم و بداخلاقی او باعث میشد که کسی نتواند به او نزدیک شود.
she often displayed surlinesses during meetings.
او اغلب در جلسات بداخلاقی نشان میداد.
the surlinesses of the staff were surprising to the new customers.
بداخلاقی کارکنان برای مشتریان جدید غیرمنتظره بود.
despite his surlinesses, he was a talented artist.
با وجود بداخلاقیهایش، او یک هنرمند با استعداد بود.
the manager addressed the surlinesses in the workplace.
مدیر به بداخلاقیها در محل کار رسیدگی کرد.
her surlinesses often led to misunderstandings with her colleagues.
بداخلاقیهای او اغلب منجر به سوء تفاهم با همکارانش میشد.
we tried to ignore his surlinesses during the discussion.
ما سعی کردیم بداخلاقیهای او را در طول بحث نادیده بگیریم.
his surlinesses were a defense mechanism for his insecurities.
بداخلاقیهای او یک مکانیسم دفاعی برای ناامنیهایش بود.
the surlinesses of the weather matched his mood.
خشم و بداخلاقی هوا با حال و هوای او مطابقت داشت.
she apologized for her surlinesses after the argument.
او پس از بحث برای بداخلاقیهایش عذرخواهی کرد.
surlinesses abound
حضور فراوان بداخلاقیها
overcome surlinesses
غلبه بر بداخلاقیها
mask surlinesses
پوشاندن بداخلاقیها
surlinesses emerge
ظهور بداخلاقیها
express surlinesses
ابراز بداخلاقیها
surlinesses and smiles
بداخلاقیها و لبخندها
confront surlinesses
مقابله با بداخلاقیها
ignore surlinesses
نادیده گرفتن بداخلاقیها
recognize surlinesses
تشخیص بداخلاقیها
tame surlinesses
رام کردن بداخلاقیها
his surlinesses made it difficult for anyone to approach him.
خشم و بداخلاقی او باعث میشد که کسی نتواند به او نزدیک شود.
she often displayed surlinesses during meetings.
او اغلب در جلسات بداخلاقی نشان میداد.
the surlinesses of the staff were surprising to the new customers.
بداخلاقی کارکنان برای مشتریان جدید غیرمنتظره بود.
despite his surlinesses, he was a talented artist.
با وجود بداخلاقیهایش، او یک هنرمند با استعداد بود.
the manager addressed the surlinesses in the workplace.
مدیر به بداخلاقیها در محل کار رسیدگی کرد.
her surlinesses often led to misunderstandings with her colleagues.
بداخلاقیهای او اغلب منجر به سوء تفاهم با همکارانش میشد.
we tried to ignore his surlinesses during the discussion.
ما سعی کردیم بداخلاقیهای او را در طول بحث نادیده بگیریم.
his surlinesses were a defense mechanism for his insecurities.
بداخلاقیهای او یک مکانیسم دفاعی برای ناامنیهایش بود.
the surlinesses of the weather matched his mood.
خشم و بداخلاقی هوا با حال و هوای او مطابقت داشت.
she apologized for her surlinesses after the argument.
او پس از بحث برای بداخلاقیهایش عذرخواهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید