surlinesses

[ایالات متحده]/ˈsɜːlɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈsɜr.lɪ.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت غیر دوستانه یا بی ادبی؛ آب و هوای خشن یا شدید؛ تمایل به بدخلق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

surlinesses abound

حضور فراوان بداخلاقی‌ها

overcome surlinesses

غلبه بر بداخلاقی‌ها

mask surlinesses

پوشاندن بداخلاقی‌ها

surlinesses emerge

ظهور بداخلاقی‌ها

express surlinesses

ابراز بداخلاقی‌ها

surlinesses and smiles

بداخلاقی‌ها و لبخندها

confront surlinesses

مقابله با بداخلاقی‌ها

ignore surlinesses

نادیده گرفتن بداخلاقی‌ها

recognize surlinesses

تشخیص بداخلاقی‌ها

tame surlinesses

رام کردن بداخلاقی‌ها

جملات نمونه

his surlinesses made it difficult for anyone to approach him.

خشم و بداخلاقی او باعث می‌شد که کسی نتواند به او نزدیک شود.

she often displayed surlinesses during meetings.

او اغلب در جلسات بداخلاقی نشان می‌داد.

the surlinesses of the staff were surprising to the new customers.

بداخلاقی کارکنان برای مشتریان جدید غیرمنتظره بود.

despite his surlinesses, he was a talented artist.

با وجود بداخلاقی‌هایش، او یک هنرمند با استعداد بود.

the manager addressed the surlinesses in the workplace.

مدیر به بداخلاقی‌ها در محل کار رسیدگی کرد.

her surlinesses often led to misunderstandings with her colleagues.

بداخلاقی‌های او اغلب منجر به سوء تفاهم با همکارانش می‌شد.

we tried to ignore his surlinesses during the discussion.

ما سعی کردیم بداخلاقی‌های او را در طول بحث نادیده بگیریم.

his surlinesses were a defense mechanism for his insecurities.

بداخلاقی‌های او یک مکانیسم دفاعی برای ناامنی‌هایش بود.

the surlinesses of the weather matched his mood.

خشم و بداخلاقی هوا با حال و هوای او مطابقت داشت.

she apologized for her surlinesses after the argument.

او پس از بحث برای بداخلاقی‌هایش عذرخواهی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید