surlyness

[ایالات متحده]/ˈsɜːli.nəs/
[بریتانیا]/ˈsɜːr.li.nəs/

ترجمه

n. ویژگی یا حالت بداخالگی؛ رفتار یا رفتاری بداختر، غیر دوستانه یا بی‌ادبانه.

عبارات و ترکیب‌ها

his surlyness

خشمگین بودنش

her surlyness

خشمگین بودنش

overcome surlyness

غلبه بر خشمگین بودنش

display surlyness

نشان دادن خشمگین بودنش

with surlyness

با خشمگین بودن

exude surlyness

نشان دادن خشمگین بودنش

their surlyness

خشمگین بودنش

without surlyness

بدون خشمگین بودن

surlynesses

خشمگین بودنش

جملات نمونه

his surlyness made it difficult to collaborate with him at work.

خشم و پرخاش او همکاری با او در محل کار را دشوار می‌کرد.

despite her surlyness, she was actually quite kind-hearted.

با وجود بداخلاقی‌اش، او در واقع بسیار مهربان بود.

the surlyness of the teenager surprised the usually patient teacher.

بداخلاقی نوجوان معلم صبور را غافلگیر کرد.

her surlyness was merely a defense mechanism she developed.

بداخلاقی او صرفاً یک مکانیسم دفاعی بود که او ایجاد کرده بود.

the customer's surlyness scared away potential buyers from the store.

بداخلاقی مشتری خریداران بالقوه را از مغازه دور کرد.

morning surlyness is common among people who work night shifts.

بداخلاقی صبحگاهی در بین افرادی که شیفت شب کار می‌کنند رایج است.

his surlyness gradually softened after months of counseling.

خشم و پرخاش او پس از ماه‌ها مشاوره به تدریج کاهش یافت.

the surlyness in the room was palpable during the tense meeting.

فضای خفه و پر از بداخلاقی در اتاق در طول جلسه پرتنش محسوس بود.

sudden surlyness often masks deeper emotional problems.

بداخلاقی ناگهانی اغلب مشکلات عاطفی عمیق‌تر را پنهان می‌کند.

she responded to the question with surprising surlyness.

او به این سؤال با بداخلاقی غیرمنتظره پاسخ داد.

the security guard's surlyness made the visitors feel unwelcome.

بداخلاقی نگهبان امنیتی باعث شد بازدیدکنندگان احساس استقبال نکنند.

alcohol sometimes brings out hidden surlyness in people.

گاهی اوقات الکل بداخلاقی‌های پنهان افراد را آشکار می‌کند.

his habitual surlyness pushed all his friends away over time.

خشم و پرخاش همیشگی او باعث شد که در طول زمان همه دوستانش از او دور شوند.

the surlyness between the two rivals filled the entire arena.

فضای خفه و پر از بداخلاقی بین دو رقیب کل میدان را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید