surtax

[ایالات متحده]/'sɜːtæks/
[بریتانیا]/'sɝtæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مالیات اضافی
vt. اعمال هزینه‌های اضافی
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsurtaxes
زمان گذشتهsurtaxed
قسمت سوم فعلsurtaxed
جمعsurtaxes
صفت یا فعل حال استمراریsurtaxing

جملات نمونه

pay a surtax on luxury goods

پرداخت مالیات اضافی بر کالاهای لوکس

the government imposed a surtax on imported goods

دولت مالیات اضافی بر کالاهای وارداتی وضع کرد

the surtax will affect the price of the product

مالیات اضافی بر قیمت محصول تأثیر خواهد گذاشت

businesses may pass on the surtax to consumers

کسب و کارها ممکن است مالیات اضافی را به مصرف کنندگان منتقل کنند

to avoid the surtax, some companies may seek alternative suppliers

برای اجتناب از مالیات اضافی، برخی از شرکت‌ها ممکن است به دنبال تأمین کنندگان جایگزین باشند

the surtax is intended to discourage certain behaviors

هدف از مالیات اضافی، منصرف کردن از رفتارهای خاص است

the surtax revenue will be used to fund public services

درآمد حاصل از مالیات اضافی برای تأمین بودجه خدمات عمومی استفاده خواهد شد

the surtax rate is subject to change based on economic conditions

نرخ مالیات اضافی ممکن است بر اساس شرایط اقتصادی تغییر کند

consumers are unhappy about the surtax increase

مصرف کنندگان از افزایش مالیات اضافی ناراضی هستند

the surtax may lead to a decrease in sales

ممکن است مالیات اضافی منجر به کاهش فروش شود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید