surtaxes

[ایالات متحده]/ˈsɜːtæksɪz/
[بریتانیا]/ˈsɜrˌtæksɪz/

ترجمه

n. مالیات اضافی تحمیل شده بر درآمد بالا

عبارات و ترکیب‌ها

additional surtaxes

مالیات‌های اضافی

temporary surtaxes

مالیات‌های موقت

state surtaxes

مالیات‌های ایالتی

local surtaxes

مالیات‌های محلی

income surtaxes

مالیات‌های بر درآمد

special surtaxes

مالیات‌های ویژه

sales surtaxes

مالیات‌های فروش

corporate surtaxes

مالیات‌های شرکتی

federal surtaxes

مالیات‌های فدرال

import surtaxes

مالیات‌های واردات

جملات نمونه

the government imposed surtaxes on luxury goods.

دولت مالیات‌های اضافی بر کالاهای لوکس وضع کرد.

many citizens protested against the new surtaxes.

بسیاری از شهروندان علیه مالیات‌های جدید اعتراض کردند.

businesses are struggling to cope with increased surtaxes.

کسب و کارها برای مقابله با افزایش مالیات‌ها در تلاش هستند.

high surtaxes can discourage foreign investment.

مالیات‌های اضافی بالا می‌تواند از سرمایه‌گذاری خارجی جلوگیری کند.

the surtaxes were introduced to fund public services.

مالیات‌های اضافی برای تأمین بودجه خدمات عمومی معرفی شدند.

some argue that surtaxes are unfair to middle-class families.

برخی استدلال می‌کنند که مالیات‌های اضافی برای خانواده‌های طبقه متوسط ​​نادرست است.

reducing surtaxes could stimulate economic growth.

کاهش مالیات‌های اضافی می‌تواند باعث رشد اقتصادی شود.

politicians debated the impact of surtaxes on the economy.

سیاستمدان درباره تأثیر مالیات‌های اضافی بر اقتصاد بحث کردند.

many countries utilize surtaxes as a fiscal policy tool.

بسیاری از کشورها از مالیات‌های اضافی به عنوان ابزاری برای سیاست مالی استفاده می‌کنند.

understanding surtaxes is essential for financial planning.

درک مالیات‌های اضافی برای برنامه‌ریزی مالی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید