susses

[ایالات متحده]/sʌs/
[بریتانیا]/sʌs/

ترجمه

v. استنتاج کردن یا نتیجه گیری کردن; تحقیق کردن یا پیدا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

she susses it

او آن را حدس می‌زند

he susses out

او آن را کشف می‌کند

they susses things

آنها مسائل را حدس می‌زنند

just susses me

فقط من را حدس می‌زند

susses the truth

حقیقت را حدس می‌زند

susses the game

بازی را حدس می‌زند

susses it out

آن را کشف می‌کند

finally susses

در نهایت حدس می‌زند

susses the plan

برنامه را حدس می‌زند

quickly susses

به سرعت حدس می‌زند

جملات نمونه

she always susses out the best places to eat.

او همیشه بهترین مکان‌ها برای غذا خوردن را شناسایی می‌کند.

he susses out the situation before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، وضعیت را بررسی می‌کند.

it took him a while, but he finally sussed out the problem.

مدتی طول کشید، اما او بالاخره مشکل را شناسایی کرد.

she has a knack for sussing out people's true intentions.

او استعداد شناسایی نیات واقعی افراد را دارد.

after some investigation, he sussed out who was responsible.

پس از بررسی، او متوجه شد چه کسی مسئول است.

they sussed out the best route to avoid traffic.

آنها بهترین مسیر برای جلوگیری از ترافیک را شناسایی کردند.

she quickly sussed out the dynamics of the group.

او به سرعت پویایی گروه را شناسایی کرد.

it’s important to suss out the risks before investing.

قبل از سرمایه‌گذاری، ارزیابی ریسک‌ها مهم است.

he sussed out the hidden meaning behind her words.

او معنای پنهان پشت کلمات او را شناسایی کرد.

they sussed out that the event would be canceled.

آنها متوجه شدند که رویداد لغو خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید