she susses it
او آن را حدس میزند
he susses out
او آن را کشف میکند
they susses things
آنها مسائل را حدس میزنند
just susses me
فقط من را حدس میزند
susses the truth
حقیقت را حدس میزند
susses the game
بازی را حدس میزند
susses it out
آن را کشف میکند
finally susses
در نهایت حدس میزند
susses the plan
برنامه را حدس میزند
quickly susses
به سرعت حدس میزند
she always susses out the best places to eat.
او همیشه بهترین مکانها برای غذا خوردن را شناسایی میکند.
he susses out the situation before making a decision.
او قبل از تصمیمگیری، وضعیت را بررسی میکند.
it took him a while, but he finally sussed out the problem.
مدتی طول کشید، اما او بالاخره مشکل را شناسایی کرد.
she has a knack for sussing out people's true intentions.
او استعداد شناسایی نیات واقعی افراد را دارد.
after some investigation, he sussed out who was responsible.
پس از بررسی، او متوجه شد چه کسی مسئول است.
they sussed out the best route to avoid traffic.
آنها بهترین مسیر برای جلوگیری از ترافیک را شناسایی کردند.
she quickly sussed out the dynamics of the group.
او به سرعت پویایی گروه را شناسایی کرد.
it’s important to suss out the risks before investing.
قبل از سرمایهگذاری، ارزیابی ریسکها مهم است.
he sussed out the hidden meaning behind her words.
او معنای پنهان پشت کلمات او را شناسایی کرد.
they sussed out that the event would be canceled.
آنها متوجه شدند که رویداد لغو خواهد شد.
she susses it
او آن را حدس میزند
he susses out
او آن را کشف میکند
they susses things
آنها مسائل را حدس میزنند
just susses me
فقط من را حدس میزند
susses the truth
حقیقت را حدس میزند
susses the game
بازی را حدس میزند
susses it out
آن را کشف میکند
finally susses
در نهایت حدس میزند
susses the plan
برنامه را حدس میزند
quickly susses
به سرعت حدس میزند
she always susses out the best places to eat.
او همیشه بهترین مکانها برای غذا خوردن را شناسایی میکند.
he susses out the situation before making a decision.
او قبل از تصمیمگیری، وضعیت را بررسی میکند.
it took him a while, but he finally sussed out the problem.
مدتی طول کشید، اما او بالاخره مشکل را شناسایی کرد.
she has a knack for sussing out people's true intentions.
او استعداد شناسایی نیات واقعی افراد را دارد.
after some investigation, he sussed out who was responsible.
پس از بررسی، او متوجه شد چه کسی مسئول است.
they sussed out the best route to avoid traffic.
آنها بهترین مسیر برای جلوگیری از ترافیک را شناسایی کردند.
she quickly sussed out the dynamics of the group.
او به سرعت پویایی گروه را شناسایی کرد.
it’s important to suss out the risks before investing.
قبل از سرمایهگذاری، ارزیابی ریسکها مهم است.
he sussed out the hidden meaning behind her words.
او معنای پنهان پشت کلمات او را شناسایی کرد.
they sussed out that the event would be canceled.
آنها متوجه شدند که رویداد لغو خواهد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید