sutler

[ایالات متحده]/ˈsʌt.lər/
[بریتانیا]/ˈsʌt.lɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غیرنظامی که تأمین مواد غذایی را به یک ارتش در میدان می‌فروشد؛ یک بازرگان یا تاجر در یک اردوگاه نظامی
Word Forms
جمعsutlers

عبارات و ترکیب‌ها

army sutler

سوتلر ارتشي

sutler's store

فروشگاه سوتلر

sutler's goods

کالا‌های سوتلر

sutler's tent

چادر سوتلر

sutler's account

حساب سوتلر

camp sutler

سوتلر کمپ

sutler's wagon

واگن سوتلر

sutler's license

گواهی سوتلر

sutler's trade

معامله سوتلر

sutler's profits

سود سوتلر

جملات نمونه

the sutler provided food and supplies to the soldiers.

سوتلر غذا و لوازم مورد نیاز را به سربازان ارائه می داد.

during the war, the sutler was an essential part of the camp.

در طول جنگ، سوتلر بخشی ضروری از اردوگاه بود.

many sutlers traveled with the army to offer their goods.

بسیاری از سوتلرها با ارتش سفر می کردند تا کالاهای خود را ارائه دهند.

the sutler's tent was always busy with soldiers buying supplies.

چادر سوتلر همیشه شلوغ بود با سربازانی که در حال خرید لوازم بودند.

he worked as a sutler, selling goods to the troops.

او به عنوان یک سوتلر کار می کرد و کالاهای خود را به سربازان می فروخت.

the sutler built a reputation for quality goods.

سوتلر به دلیل کالاهای باکیفیت شهرت پیدا کرد.

during the campaign, the sutler was always in demand.

در طول کمپین، سوتلر همیشه مورد تقاضا بود.

the sutler kept track of inventory carefully.

سوتلر به دقت موجودی را پیگیری می کرد.

soldiers relied on the sutler for their daily needs.

سربازان برای نیازهای روزانه خود به سوتلر اعتماد می کردند.

after the battle, the sutler helped provide for the wounded.

پس از نبرد، سوتلر به ارائه کمک به مجروحان کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید