| جمع | sutlers |
army sutler
سوتلر ارتشي
sutler's store
فروشگاه سوتلر
sutler's goods
کالاهای سوتلر
sutler's tent
چادر سوتلر
sutler's account
حساب سوتلر
camp sutler
سوتلر کمپ
sutler's wagon
واگن سوتلر
sutler's license
گواهی سوتلر
sutler's trade
معامله سوتلر
sutler's profits
سود سوتلر
the sutler provided food and supplies to the soldiers.
سوتلر غذا و لوازم مورد نیاز را به سربازان ارائه می داد.
during the war, the sutler was an essential part of the camp.
در طول جنگ، سوتلر بخشی ضروری از اردوگاه بود.
many sutlers traveled with the army to offer their goods.
بسیاری از سوتلرها با ارتش سفر می کردند تا کالاهای خود را ارائه دهند.
the sutler's tent was always busy with soldiers buying supplies.
چادر سوتلر همیشه شلوغ بود با سربازانی که در حال خرید لوازم بودند.
he worked as a sutler, selling goods to the troops.
او به عنوان یک سوتلر کار می کرد و کالاهای خود را به سربازان می فروخت.
the sutler built a reputation for quality goods.
سوتلر به دلیل کالاهای باکیفیت شهرت پیدا کرد.
during the campaign, the sutler was always in demand.
در طول کمپین، سوتلر همیشه مورد تقاضا بود.
the sutler kept track of inventory carefully.
سوتلر به دقت موجودی را پیگیری می کرد.
soldiers relied on the sutler for their daily needs.
سربازان برای نیازهای روزانه خود به سوتلر اعتماد می کردند.
after the battle, the sutler helped provide for the wounded.
پس از نبرد، سوتلر به ارائه کمک به مجروحان کمک کرد.
army sutler
سوتلر ارتشي
sutler's store
فروشگاه سوتلر
sutler's goods
کالاهای سوتلر
sutler's tent
چادر سوتلر
sutler's account
حساب سوتلر
camp sutler
سوتلر کمپ
sutler's wagon
واگن سوتلر
sutler's license
گواهی سوتلر
sutler's trade
معامله سوتلر
sutler's profits
سود سوتلر
the sutler provided food and supplies to the soldiers.
سوتلر غذا و لوازم مورد نیاز را به سربازان ارائه می داد.
during the war, the sutler was an essential part of the camp.
در طول جنگ، سوتلر بخشی ضروری از اردوگاه بود.
many sutlers traveled with the army to offer their goods.
بسیاری از سوتلرها با ارتش سفر می کردند تا کالاهای خود را ارائه دهند.
the sutler's tent was always busy with soldiers buying supplies.
چادر سوتلر همیشه شلوغ بود با سربازانی که در حال خرید لوازم بودند.
he worked as a sutler, selling goods to the troops.
او به عنوان یک سوتلر کار می کرد و کالاهای خود را به سربازان می فروخت.
the sutler built a reputation for quality goods.
سوتلر به دلیل کالاهای باکیفیت شهرت پیدا کرد.
during the campaign, the sutler was always in demand.
در طول کمپین، سوتلر همیشه مورد تقاضا بود.
the sutler kept track of inventory carefully.
سوتلر به دقت موجودی را پیگیری می کرد.
soldiers relied on the sutler for their daily needs.
سربازان برای نیازهای روزانه خود به سوتلر اعتماد می کردند.
after the battle, the sutler helped provide for the wounded.
پس از نبرد، سوتلر به ارائه کمک به مجروحان کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید