swages

[ایالات متحده]/ˈsweɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈsweɪdʒɪz/

ترجمه

v. برای خم کردن یا شکل دادن به فلز با استفاده از سوئج؛ فرم سوم شخص مفرد سوئج
n. ابزاری که برای شکل دادن به فلز استفاده می‌شود؛ جمع سوئج

عبارات و ترکیب‌ها

swages tool

ابزار پرس

swages fitting

اتصال پرس

swages machine

ماشین پرس

swages process

فرآیند پرس

swages cable

کابل پرس

swages end

سر پرس

swages joint

اتصال پرس

swages die

ماتریکس پرس

swages wire

سیم پرس

swages size

اندازه پرس

جملات نمونه

swages are essential tools in metalworking.

اسواج ابزارهای ضروری در آهنگری فلزات هستند.

he used swages to shape the metal rods.

او از اسواج برای شکل دادن به میله‌های فلزی استفاده کرد.

swages can create different profiles in the metal.

اسواج می‌توانند پروفایل‌های مختلفی در فلز ایجاد کنند.

the blacksmith demonstrated how to use swages effectively.

آهنگر نحوه استفاده موثر از اسواج را نشان داد.

swages allow for precise adjustments in metal fabrication.

اسواج امکان تنظیمات دقیق در ساخت فلزات را فراهم می‌کنند.

many craftsmen rely on swages for their projects.

بسیاری از صنعتگران برای پروژه‌های خود به اسواج متکی هستند.

swages are often used in the jewelry-making process.

اسواج اغلب در فرآیند ساخت جواهرات استفاده می‌شوند.

he prefers using swages over other shaping tools.

او ترجیح می‌دهد از اسواج به جای سایر ابزارهای شکل‌دهی استفاده کند.

swages help in achieving a smooth finish on the metal.

اسواج به دستیابی به یک سطح صاف روی فلز کمک می‌کنند.

understanding how to use swages is crucial for metalworkers.

درک نحوه استفاده از اسواج برای آهنگران بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید