swapshop

[ایالات متحده]/swɒpʃɒp/
[بریتانیا]/swɑːpʃɑːp/

ترجمه

n. یک فروشگاه که کالاها در آن به جای خریدن با پول، تبادل یا معامله می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعswapshops

جملات نمونه

we held a community swapshop to trade unwanted items.

ما یک بازار جابجایی اقلام ناکاربرد در جامعه برگزار کردیم.

our local library hosts a monthly book swapshop.

کتابخانه محلی ما یک بازار جابجایی کتاب ماهیانه برگزار می کند.

bring your old clothes to the vintage swapshop this weekend.

این هفته پایان هفته لباسهای قدیمی خود را به بازار جابجایی باستانی بیاورید.

the school swapshop allows students to exchange textbooks.

بازار جابجایی مدرسه به دانش آموزان اجازه می دهد تا کتابهای درسی خود را با یکدیگر جابجا کنند.

she visited the swapshop to find unique antique furniture.

او به بازار جابجایی رفت تا مبلمان باستانی منحصر به فرد پیدا کند.

the neighborhood swapshop is a great place to meet people.

بازار جابجایی محله یک مکان عالی برای دیدار با مردم است.

organizing a swapshop requires careful planning and space.

برگزاری یک بازار جابجایی نیاز به برنامه ریزی دقیق و فضا دارد.

the swapshop accepts toys in good condition only.

بازار جابجایی فقط بازی هایی را که در حالت خوبی هستند پذیرفته است.

i found a rare vinyl record at the music swapshop.

من یک ضبط گیتار نادر در بازار جابجایی موسیقی پیدا کردم.

the garden swapshop focuses on exchanging seeds and tools.

بازار جابجایی باغچه روی تبادل بذور و ابزارها تمرکز دارد.

many people prefer a swapshop over buying new goods.

بسیاری از افراد به جای خرید کالاهای جدید، از بازار جابجایی ترجیح می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید