| جمع | swathings |
swathing clouds
پوشش ابر
swathing fabric
پوشش پارچه
swathing hills
پوشش تپهها
swathing fog
پوشش مه
swathing light
پوشش نور
swathing colors
پوشش رنگها
swathing vines
پوشش تاکها
swathing snow
پوشش برف
swathing shadows
پوشش سایهها
swathing trees
پوشش درختان
swathing the fields in golden sunlight, the harvest was a sight to behold.
در حال پوشاندن مزارع با نور طلایی خورشید، برداشت محصول منظرهای برای تماشا بود.
the artist began swathing the canvas with vibrant colors.
هنرمند شروع به پوشاندن بوم نقاشی با رنگهای زنده کرد.
swathing the baby in a warm blanket, she gently rocked him to sleep.
در حالی که نوزاد را در یک پتو گرم میپوشاند، او به آرامی او را به خواب میبرد.
swathing the mountains in mist, the morning created a mystical atmosphere.
در حالی که کوهها را در مه میپوشاند، صبح فضایی اسرارآمیز ایجاد کرد.
he was swathing the old furniture in protective covers for the move.
او در حال پوشاندن مبلمان قدیمی با روکشهای محافظ برای جابجایی بود.
the flowers were swathing the garden in a riot of colors.
گلها باغ را با هیاهوی رنگها میپوشاندند.
swathing the injured bird in a cloth, she took it to the vet.
در حالی که پرنده زخمی را در پارچه میپوشاند، او آن را به دامپزشک برد.
swathing the landscape in snow, winter transformed the scenery.
در حالی که مناظر را در برف میپوشاند، زمستان منظره را تغییر داد.
the company is swathing its products in new marketing strategies.
شرکت در حال پوشاندن محصولات خود با استراتژیهای بازاریابی جدید است.
swathing the city in lights, the festival attracted many visitors.
در حالی که شهر را در نور میپوشاند، جشنواره بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.
swathing clouds
پوشش ابر
swathing fabric
پوشش پارچه
swathing hills
پوشش تپهها
swathing fog
پوشش مه
swathing light
پوشش نور
swathing colors
پوشش رنگها
swathing vines
پوشش تاکها
swathing snow
پوشش برف
swathing shadows
پوشش سایهها
swathing trees
پوشش درختان
swathing the fields in golden sunlight, the harvest was a sight to behold.
در حال پوشاندن مزارع با نور طلایی خورشید، برداشت محصول منظرهای برای تماشا بود.
the artist began swathing the canvas with vibrant colors.
هنرمند شروع به پوشاندن بوم نقاشی با رنگهای زنده کرد.
swathing the baby in a warm blanket, she gently rocked him to sleep.
در حالی که نوزاد را در یک پتو گرم میپوشاند، او به آرامی او را به خواب میبرد.
swathing the mountains in mist, the morning created a mystical atmosphere.
در حالی که کوهها را در مه میپوشاند، صبح فضایی اسرارآمیز ایجاد کرد.
he was swathing the old furniture in protective covers for the move.
او در حال پوشاندن مبلمان قدیمی با روکشهای محافظ برای جابجایی بود.
the flowers were swathing the garden in a riot of colors.
گلها باغ را با هیاهوی رنگها میپوشاندند.
swathing the injured bird in a cloth, she took it to the vet.
در حالی که پرنده زخمی را در پارچه میپوشاند، او آن را به دامپزشک برد.
swathing the landscape in snow, winter transformed the scenery.
در حالی که مناظر را در برف میپوشاند، زمستان منظره را تغییر داد.
the company is swathing its products in new marketing strategies.
شرکت در حال پوشاندن محصولات خود با استراتژیهای بازاریابی جدید است.
swathing the city in lights, the festival attracted many visitors.
در حالی که شهر را در نور میپوشاند، جشنواره بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید