veiling beauty
پوشاندن زیبایی
veiling secrets
پوشاندن اسرار
veiling truth
پوشاندن حقیقت
veiling identity
پوشاندن هویت
veiling emotions
پوشاندن احساسات
veiling intentions
پوشاندن مقاصد
veiling thoughts
پوشاندن افکار
veiling truthfulness
پوشاندن صداقت
veiling pain
پوشاندن درد
veiling knowledge
پوشاندن دانش
the artist is veiling her true emotions in the painting.
هنرمند احساسات واقعی خود را در نقاشی پنهان میکند.
veiling the truth can lead to misunderstandings.
پوشاندن حقیقت میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
she prefers veiling her opinions during discussions.
او ترجیح میدهد در طول بحثها نظرات خود را پنهان کند.
the tradition of veiling has deep cultural roots.
رسوم پوشاندن ریشههای فرهنگی عمیقی دارد.
he spoke in riddles, veiling his intentions.
او به صورت معما صحبت کرد و قصد خود را پنهان کرد.
veiling the landscape with fog created a mysterious atmosphere.
پوشاندن منظره با مه، فضایی مرموز ایجاد کرد.
she wore a beautiful veil, veiling her face.
او یک حجاب زیبا پوشید و صورت خود را پوشاند.
veiling one's identity can be a form of protection.
پوشاندن هویت خود میتواند نوعی محافظت باشد.
he enjoyed veiling his jokes in clever wordplay.
او از پنهان کردن شوخیهای خود در بازیهای کلامی باهوش لذت میبرد.
the ceremony involved veiling the bride before the vows.
در آییننامهها، عروس قبل از تعهدات حجاب میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید