veiling

[ایالات متحده]/ˈveɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈveɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه‌ای از ماده که برای پوشاندن صورت استفاده می‌شود؛ عمل پوشاندن با حجاب
v. پوشاندن یا پنهان کردن با حجاب

عبارات و ترکیب‌ها

veiling beauty

پوشاندن زیبایی

veiling secrets

پوشاندن اسرار

veiling truth

پوشاندن حقیقت

veiling identity

پوشاندن هویت

veiling emotions

پوشاندن احساسات

veiling intentions

پوشاندن مقاصد

veiling thoughts

پوشاندن افکار

veiling truthfulness

پوشاندن صداقت

veiling pain

پوشاندن درد

veiling knowledge

پوشاندن دانش

جملات نمونه

the artist is veiling her true emotions in the painting.

هنرمند احساسات واقعی خود را در نقاشی پنهان می‌کند.

veiling the truth can lead to misunderstandings.

پوشاندن حقیقت می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she prefers veiling her opinions during discussions.

او ترجیح می‌دهد در طول بحث‌ها نظرات خود را پنهان کند.

the tradition of veiling has deep cultural roots.

رسوم پوشاندن ریشه‌های فرهنگی عمیقی دارد.

he spoke in riddles, veiling his intentions.

او به صورت معما صحبت کرد و قصد خود را پنهان کرد.

veiling the landscape with fog created a mysterious atmosphere.

پوشاندن منظره با مه، فضایی مرموز ایجاد کرد.

she wore a beautiful veil, veiling her face.

او یک حجاب زیبا پوشید و صورت خود را پوشاند.

veiling one's identity can be a form of protection.

پوشاندن هویت خود می‌تواند نوعی محافظت باشد.

he enjoyed veiling his jokes in clever wordplay.

او از پنهان کردن شوخی‌های خود در بازی‌های کلامی باهوش لذت می‌برد.

the ceremony involved veiling the bride before the vows.

در آیین‌نامه‌ها، عروس قبل از تعهدات حجاب می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید