swearings

[ایالات متحده]/ˈswɛərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈswɛrɪŋz/

ترجمه

v. شکل حال استمراری از سوگند خوردن
n. عمل انجام دادن یک وعده جدی؛ الفاظ بی‌ادبانه یا توهین‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

swearings in court

سوگند در دادگاه

swearings of loyalty

سوگند وفاداری

swearings of allegiance

سوگند بیعت

swearings before judges

سوگند در حضور قضات

swearings and oaths

سوگند و قسم

swearings of truth

سوگند حقیقت

swearings of faith

سوگند ایمان

swearings of office

سوگند مشاغل

swearings of promise

سوگند تعهد

swearings of commitment

سوگند تعهد

جملات نمونه

his constant swearing made the conversation uncomfortable.

نفرین های مداوم او باعث ناراحتی مکالمه شد.

swearings are often used to express strong emotions.

نفرین ها اغلب برای بیان احساسات قوی استفاده می شوند.

she regretted her swearings during the argument.

او در طول بحث پشیمان بود که نفرین کرده است.

his swearings did not impress his colleagues.

نفرین های او بر همکارانش تأثیری نگذاشت.

swearings can sometimes lighten the mood.

گاهی اوقات نفرین کردن می تواند حال و هوا را بهتر کند.

the movie was filled with swearings and adult themes.

فیلم پر از نفرین و مضامین بزرگسال بود.

he was known for his colorful swearings.

او به خاطر نفرین های رنگارنگش معروف بود.

swearings are often censored on television.

نفرین ها اغلب در تلویزیون سانسور می شوند.

she let out a few swearings when she stubbed her toe.

وقتی انگشت پا را به زمین زد، چند نفرین گفت.

his use of swearings shocked the audience.

استفاده او از نفرین ها باعث حیرت مخاطب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید