sweeties

[ایالات متحده]/'swiːtɪ/
[بریتانیا]/ˈswiti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عزیز، دوست داشتنی؛ a دسر شیرین یا آبنبات.

عبارات و ترکیب‌ها

my sweetie

عزیز من

you're my sweetie

تو عزیزی

little sweetie

عزیزم کوچولو

جملات نمونه

Sweetie, let me kiss you.

عزیزم، بذار بهت بوسه بزنم.

You are my honeybunch, sugar plum, pumpkin.You are my sweetie pie.

تو گنج من، هلو قندی، کدو تنبل هستی. تو شیرین من هستی.

The young man blushed when his girl friend called him her sweetie pie.

مرد جوان هنگامی که دوست دخترش او را عزیزم صدا زد، سرخ شد.

My sweetie surprised me with flowers.

عزیزم مرا با گل ها غافلگیر کرد.

Don't forget to kiss your sweetie goodbye.

فراموش نکنید عزیزم را خداحافظی کنید.

Sweetie, can you pass me the salt, please?

عزیزم، آیا می توانی نمک را به من بدهی، لطفاً؟

Let's go for a walk, sweetie.

بریم پیاده‌روی، عزیزم.

I love baking cookies with my sweetie.

من عاشق پختن کوکی با عزیزم هستم.

Sweetie, you look beautiful in that dress.

عزیزم، تو در آن لباس خیلی زیبا به نظر می‌رسی.

My sweetie always knows how to make me smile.

عزیزم همیشه می داند چگونه باعث لبخند من شود.

Sweetie, do you want some ice cream for dessert?

عزیزم، آیا می خواهید برای دسر بستنی بخورید؟

I can't wait to see my sweetie after work.

من نمی توانم صبر کنم تا عزیزم را بعد از کار ببینم.

Sweetie, can you help me pick out an outfit for tonight?

عزیزم، آیا می توانی به من کمک کنی تا یک لباس برای امشب انتخاب کنم؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید