swineherd

[ایالات متحده]/ˈswaɪnˌhɜːd/
[بریتانیا]/ˈswaɪnˌhɜrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که خوک‌ها را نگهداری می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

swineherd story

داستان خرسند

swineherd tale

قصه‌ی خرسند

swineherd prince

شاهزاده خرسند

swineherd legend

افسانه خرسند

swineherd fable

طنز خرسند

swineherd character

شخصیت خرسند

swineherd myth

اسطوره خرسند

swineherd role

نقش خرسند

swineherd proverb

ضرب‌المثل خرسند

swineherd narrative

روایت خرسند

جملات نمونه

the swineherd took care of the pigs every day.

خوردار هر روز از خوک‌ها مراقبت می‌کرد.

as a swineherd, he learned the importance of animal husbandry.

همچون یک خواردار، اهمیت دامداری را آموخت.

the swineherd lived a simple but fulfilling life.

خواردار زندگی ساده اما رضایت‌بخشی داشت.

being a swineherd requires patience and dedication.

خواردار بودن نیاز به صبر و تعهد دارد.

the swineherd's knowledge of pigs was impressive.

دانش خواردار در مورد خوک‌ها قابل توجه بود.

in the story, the swineherd became a prince.

در داستان، خواردار به شاهزاده تبدیل شد.

the swineherd whistled while tending to his herd.

خواردار در حالی که از گله‌اش مراقبت می‌کرد، آهنگی می‌خواند.

many admire the swineherd for his hard work.

بسیاری از تلاش‌های خواردار تحسین می‌کنند.

the swineherd shared stories of his adventures.

خواردار داستان‌های ماجراجویی خود را به اشتراک گذاشت.

the swineherd built a sturdy pen for the pigs.

خواردار یک حصار محکم برای خوک‌ها ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید