herd

[ایالات متحده]/hɜːd/
[بریتانیا]/hɜːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از حیوانات، به ویژه دام یا گوسفند، که توسط یک شخص نگهداری، تغذیه و هدایت می‌شوند
vi. جمع شدن و حرکت کردن در یک گروه
vt. هدایت یا راندن یک گله از حیوانات

عبارات و ترکیب‌ها

herd of cows

گله گاو

herd of sheep

گله گوسفند

herd of elephants

گله فیل‌ها

herd of deer

گله گوزن

herd of buffalo

گله گاومیش

a herd of

گله ای از

herd behavior

رفتار گله

herd instinct

غریزه گله

جملات نمونه

a herd of elephants.

گله‌ای فیل

a herd of buck.

گله‌ای بز نر

a herd of female deer.

گله‌ای گوزن ماده

he is not of the common herd .

او از گله‌ی معمولی نیست.

They herded into the corner.

آنها به گوشه جمع شدند.

a herd of stranded passengers.

گله‌ای از مسافران سرگردان

The sheep herded for warmth.

گوسفندان برای گرم شدن جمع شدند.

herded the children into the auditorium.

کودکان را به سالن تئاتر جمع کرد.

a seething herd of lemmings on the road.

گله‌ای خروشان از سمورها در جاده.

summered the herd in the south meadow.

گله را در مراتع جنوبی تابستان گذراند.

She drove the herd of cattle through the wilderness.

او گله گاوها را از میان بیابان عبور داد.

The little boy is herding the cattle.

پسر کوچولو گاوها را جمع می‌کند.

They herded the prisoners together.

آنها زندانیان را جمع کردند.

a herd of elephants.See Synonyms at flock 1

گله‌ای از فیل‌ها.به مترادف‌ها در flock 1 مراجعه کنید

I dodged herds of joggers and cyclists.

من از گله‌ای از دوچرخه‌سواران و دوچرخه‌ران دوری کردم.

the lowing herd winds slowly o'er the lea.

گله‌ای که با ناله آرام آرام از دشت عبور می‌کند.

a man to ride herd on this frenetically paced enterprise.

مردی برای نظارت بر این تلاش با سرعت سرسام‌آور.

Police are riding herd on crowds of youths on the streets.

پلیس در حال نظارت بر جمعیت جوانان در خیابان‌ها است.

نمونه‌های واقعی

I mean, wiping out the herd in one go...

منظورم این است که به‌طور کامل و یک‌جا گله را از بین ببرند...

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

We saw a herd of deer of twenty.

ما یک گله از ۲۰ گوزن را دیدیم.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

" Not choice, but habit rules the unreflecting herd, " William Wordsworth said in the 19th century.

«انتخاب نیست، بلکه عادت است که بر گله‌ای که بدون فکر است، حاکم است،» ویلیام وردزورت در قرن نوزدهم گفت.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

This principle is called " herd immunity" .

این اصل به "ایمنی گله ای" معروف است.

منبع: Asap SCIENCE Selection

You know, sort of, herd mentality?

می‌دانید، منظورم این است که، نوعی تفکر گله‌ای؟

منبع: 6 Minute English

Agvaantogtokh and his family are herders.

آگوانتوگتوخ و خانواده‌اش چوپان هستند.

منبع: VOA Special English: World

Back to this herd of cattle.

بازگشت به این گله گاو.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Livestock farmers may have to keep culling their herds, prolonging higher meat prices.

چکمه‌داران ممکن است مجبور شوند به کشتن گله‌های خود ادامه دهند و قیمت گوشت را افزایش دهند.

منبع: Business Weekly

Another even speculated that predators mightget dizzy watching a herd of stripes gallop by.

یکی حتی حدس زد که ممکن است شکارچیان از تماشای یک گله راه راه که در حال دویدن هستند سرشان گیج شود.

منبع: The Economist - Technology

Separate the sick one from the herd!

بیمار را از گله جدا کنید!

منبع: Friends Season 9

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید