swinelike

[ایالات متحده]/ˈswaɪnlaɪk/
[بریتانیا]/ˈswaɪnlaɪk/

ترجمه

adj. خوکی یا شبیه خوک

عبارات و ترکیب‌ها

swinelike motion

حرکت خواری

swinelike behavior

رفتار خواری

swinelike creature

موجودات خواری

swinelike shape

شکل خواری

swinelike movement

جنبش خواری

swinelike agility

چابکی خواری

swinelike design

طراحی خواری

swinelike appearance

ظاهر خواری

swinelike texture

بافت خواری

swinelike style

سبک خواری

جملات نمونه

the pig was swimming in the muddy water, moving in a swinelike manner.

خوک در حال شنا کردن در آب گل آلود بود و به روشی خوک مانند حرکت می‌کرد.

her laughter was swinelike, echoing through the barn.

خنده او مانند خوک بود و در سراسر طویله طنین انداز بود.

the children played in the pond, splashing water in a swinelike fashion.

کودکان در حوض بازی می‌کردند و به روشی خوک مانند آب می‌پاشیدند.

he moved through the crowd in a swinelike way, pushing people aside.

او به روشی خوک مانند از میان جمعیت عبور کرد و مردم را کنار زد.

the dog rolled in the grass, its movements becoming swinelike.

سگ در چمن‌ها می‌غلتید و حرکاتش به سمت خوک مانند شدن پیش می‌رفت.

they described the dance as swinelike, full of joyful energy.

آنها رقص را خوک مانند توصیف کردند، سرشار از انرژی شاد.

the artist's style was often swinelike, emphasizing playful forms.

سبک هنرمند اغلب خوک مانند بود و بر روی فرم‌های بازیگوشانه تأکید داشت.

his approach to solving problems was swinelike, often unconventional.

روش او در حل مشکلات خوک مانند بود و اغلب غیرمتعارف.

the car swerved in a swinelike motion, narrowly avoiding the obstacle.

ماشین با حرکتی خوک مانند منحرف شد و به طور باریک از مانع اجتناب کرد.

she danced with a swinelike grace that captivated the audience.

او با ظرافت خوک مانند رقصید که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید