switchman

[ایالات متحده]/ˈswɪtʃmən/
[بریتانیا]/ˈswɪtʃmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که سوئیچ‌های راه‌آهن را اداره می‌کند؛ کارگر راه‌آهن مسئول تغییر ریل‌ها
Word Forms
جمعswitchmen

عبارات و ترکیب‌ها

switchman duties

وظایف سوئیچ‌من

switchman role

نقش سوئیچ‌من

switchman station

ایستگاه سوئیچ‌من

switchman signal

سیگنال سوئیچ‌من

switchman training

آموزش سوئیچ‌من

switchman operation

عملکرد سوئیچ‌من

switchman safety

ایمنی سوئیچ‌من

switchman tasks

وظایف سوئیچ‌من

switchman equipment

تجهیزات سوئیچ‌من

switchman responsibilities

مسئولیت‌های سوئیچ‌من

جملات نمونه

the switchman signaled the train to proceed.

چاقوسوار به قطار اجازه ادامه حرکت داد.

during the storm, the switchman worked tirelessly.

در طول طوفان، چاقوسوار به طور خستگی‌ناپذیر کار کرد.

the switchman must be alert at all times.

چاقوسوار باید همیشه هوشیار باشد.

communication is crucial for the switchman.

ارتباط برای چاقوسوار بسیار مهم است.

the switchman changed the tracks smoothly.

چاقوسوار به طور روانه ریل‌ها را تغییر داد.

every switchman undergoes extensive training.

هر چاقوسوار آموزش‌های گسترده‌ای می‌بیند.

the switchman's job is essential for safety.

کار چاقوسوار برای ایمنی ضروری است.

switchmen often work in pairs for efficiency.

چاقوسواران اغلب برای افزایش کارایی به صورت جفتی کار می‌کنند.

the switchman used a radio to communicate.

چاقوسوار برای برقراری ارتباط از رادیو استفاده کرد.

after the incident, the switchman reported to the supervisor.

پس از حادثه، چاقوسوار به سرپرست گزارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید