syllogist

[ایالات متحده]/ˈsɪlədʒɪst/
[بریتانیا]/ˈsɪlədʒɪst/

ترجمه

n. شخصی که در استدلال قیاسی ماهر است؛ یک سوفیست
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

logical syllogist

منطقی‌ست کاربرِ استدلال

skilled syllogist

ماهر در کاربرد استدلال

experienced syllogist

آزموده در کاربرد استدلال

trained syllogist

آموزش‌دیده در کاربرد استدلال

expert syllogist

متخصص در کاربرد استدلال

practical syllogist

عملی‌ست کاربرِ استدلال

novice syllogist

تازه کار در کاربرد استدلال

analytical syllogist

تحلیل‌گر کاربرِ استدلال

critical syllogist

منتقد کاربرِ استدلال

theoretical syllogist

نظری‌ست کاربرِ استدلال

جملات نمونه

the syllogist presented a compelling argument.

استدلال‌گر یک استدلال قانع‌کننده ارائه داد.

being a syllogist requires critical thinking skills.

یک منطق‌دان بودن نیازمند مهارت‌های تفکر انتقادی است.

the syllogist analyzed the premises carefully.

منطق‌دان مقدمات را با دقت تجزیه و تحلیل کرد.

many philosophers admire the work of a skilled syllogist.

بسیاری از فیلسوفان آثار یک منطق‌دان ماهر را تحسین می‌کنند.

a good syllogist can clarify complex ideas.

یک منطق‌دان خوب می‌تواند ایده‌های پیچیده را روشن کند.

the syllogist's conclusions were widely debated.

نتیجه‌گیری‌های منطق‌دان به طور گسترده مورد بحث قرار گرفتند.

she aspired to become a renowned syllogist.

او به دنبال تبدیل شدن به یک منطق‌دان مشهور بود.

the syllogist used logic to solve the problem.

منطق‌دان از منطق برای حل مشکل استفاده کرد.

students often study the techniques of a syllogist.

دانشجویان اغلب تکنیک‌های یک منطق‌دان را مطالعه می‌کنند.

he was recognized as a leading syllogist in his field.

او به عنوان یک منطق‌دان پیشرو در زمینه خود شناخته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید