symbolisation

[ایالات متحده]/ˌsɪmbəlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌsɪmbəlaɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. عمل نشان دادن یا تجسم چیزی از طریق نمادها
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

symbolisation of identity

نماد هویت

symbolisation of culture

نماد فرهنگ

symbolisation of freedom

نماد آزادی

symbolisation of hope

نماد امید

symbolisation of love

نماد عشق

symbolisation of peace

نماد صلح

symbolisation of strength

نماد قدرت

symbolisation of unity

نماد وحدت

symbolisation of change

نماد تغییر

symbolisation of truth

نماد حقیقت

جملات نمونه

symbolisation plays a crucial role in literature.

نمادپردازی نقش مهمی در ادبیات ایفا می‌کند.

the symbolisation of peace is represented by a dove.

نماد صلح معمولاً با یک کبوتر نشان داده می‌شود.

in art, symbolisation can convey deep meanings.

در هنر، نمادپردازی می‌تواند معانی عمیقی را منتقل کند.

her necklace serves as a symbolisation of her heritage.

گردنبند او نمادی از فرهنگ و اصالت او است.

the symbolisation of love is often depicted in movies.

نماد عشق اغلب در فیلم‌ها به تصویر کشیده می‌شود.

symbolisation helps us understand complex concepts.

نمادپردازی به ما کمک می‌کند تا مفاهیم پیچیده را درک کنیم.

he used symbolisation to express his emotions.

او از نمادپردازی برای بیان احساسات خود استفاده کرد.

symbolisation can vary greatly between cultures.

نمادپردازی می‌تواند به طور قابل توجهی بین فرهنگ‌ها متفاوت باشد.

the flag serves as a symbolisation of national pride.

پرچم نمادی از غرور ملی است.

in psychology, symbolisation is a key concept.

در روانشناسی، نمادپردازی یک مفهوم کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید