syncope

[ایالات متحده]/ˈsɪŋkəpi/
[بریتانیا]/ˈsɪŋkoʊpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. از دست دادن هوشیاری یا غش؛ حذف صداها یا حروف در گفتار یا نوشتار

عبارات و ترکیب‌ها

cardiac syncope

سنکوپ قلبی

vasovagal syncope

سنکوپ وازوواگل

syncope management

مدیریت سنکوپ

syncope episodes

حالات سنکوپ

orthostatic syncope

سنکوپ وضعیتی

reflex syncope

سنکوپ رفلکس

syncope causes

علت‌های سنکوپ

syncope diagnosis

تشخیص سنکوپ

syncope treatment

درمان سنکوپ

postictal syncope

سنکوپ پس از تشنج

جملات نمونه

syncope can occur due to dehydration.

فتق می‌تواند ناشی از کم‌آبی بدن باشد.

patients with syncope should be evaluated promptly.

بیماران مبتلا به فتق باید به سرعت ارزیابی شوند.

syncope is often a sign of an underlying condition.

فتق اغلب نشانه یک بیماری زمینه‌ای است.

he experienced syncope after standing for too long.

او پس از ایستادن بیش از حد، دچار فتق شد.

syncope can be triggered by emotional stress.

فتق می‌تواند توسط استرس عاطفی تحریک شود.

understanding the causes of syncope is essential.

درک علل فتق ضروری است.

some forms of syncope are benign and self-limiting.

برخی از انواع فتق خوش‌خلق و خود محدود شونده هستند.

he was diagnosed with vasovagal syncope.

او به فتق وازواگال تشخیص داده شد.

syncope can lead to serious injuries if not managed.

اگر فتق مدیریت نشود، می‌تواند منجر به آسیب جدی شود.

she fainted, which was later identified as syncope.

او از هوش رفت که بعداً به عنوان فتق شناسایی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید