syndication

[ایالات متحده]/ˌsindi'keiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازمان مشترک تجاری.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

content syndication

همه‌نگاشت محتوا

online syndication

همه‌نگاشت آنلاین

جملات نمونه

Second, analyzing the free rider of syndication and putting forward that the arrangement of equity can incent the non-lead venture capital company and mitigate its motivation of free rider.

ثانیاً، تحلیل سوارکار آزاد در سندیکاسازی و پیشنهاد این که ساختار سهام می‌تواند شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر غیررهبر را تشویق کند و انگیزه سوارکار آزاد آن را کاهش دهد.

The syndication of news articles helps reach a wider audience.

تهیه و توزیع اخبار به کمک رسانه‌ها به دسترسی به مخاطبان گسترده‌تر کمک می‌کند.

Syndication deals are common in the entertainment industry.

قراردادهای توزیع در صنعت سرگرمی رایج هستند.

Many newspapers participate in syndication to share content.

بسیاری از روزنامه‌ها برای به اشتراک گذاشتن محتوا در توزیع مشارکت می‌کنند.

The syndication process involves distributing content to multiple outlets.

فرآیند توزیع شامل توزیع محتوا در چندین رسانه است.

Syndication allows for content to be republished across different platforms.

توزیع به امکان انتشار مجدد محتوا در پلتفرم‌های مختلف اجازه می‌دهد.

Television shows often rely on syndication for reruns.

برنامه‌های تلویزیونی اغلب برای تکرارها به توزیع متکی هستند.

Syndication can help increase the visibility of a brand or product.

توزیع می‌تواند به افزایش دیده‌شدگی یک برند یا محصول کمک کند.

The syndication model has evolved with the rise of digital media.

مدل توزیع با ظهور رسانه‌های دیجیتال تکامل یافته است.

Syndication partnerships are formed to maximize distribution reach.

برای حداکثر رساندن دامنه توزیع، مشارکت‌های توزیع شکل می‌گیرند.

نمونه‌های واقعی

Those are three television shows that have, we would say, " been in syndication."

این سه برنامه تلویزیونی هستند که ما می گوییم " در حال پخش مجدد هستند."

منبع: 2011 ESLPod

That's because the show continues to be shown in what we would call " syndication."

این به این دلیل است که نمایش به پخش در آنچه ما " پخش مجدد" می نامیم ادامه می دهد.

منبع: 2016 English Cafe

Louisa (Louisa) from Canada wants to know the difference between two words: " rerun" and " syndication."

لوییزا (لوییزا) از کانادا می خواهد بداند تفاوت بین دو کلمه: " پخش مجدد" و " پخش مجدد" چیست.

منبع: 2015 English Cafe

Well, sometimes you can have shows that are " syndicated" – that are " in syndication" – that are being shown for the first time.

خب، گاهی اوقات می توانید برنامه هایی داشته باشید که " پخش مجدد" هستند – که " در حال پخش مجدد" هستند – که برای اولین بار نشان داده می شوند.

منبع: 2015 English Cafe

Doogie Howser ran for four seasons, which isn't a ton, but it was on TV at a time when syndication then started happening when you ran four seasons.

دوگی هاوسر برای چهار فصل اجرا شد، که خیلی زیاد نیست، اما در تلویزیون در زمانی پخش می شد که پخش مجدد در آن زمان شروع به اتفاق می شد زمانی که شما چهار فصل اجرا کردید.

منبع: GQ — Representative Roles of Celebrities

Well, Gilligan's Island continued to be shown " in syndication" – that is to say, as a rerun – for many years after the show was cancelled in 1967.

خب، جزیره جیلایگان به " پخش مجدد" ادامه داد – به عبارت دیگر، به عنوان یک پخش مجدد – برای سال های زیادی پس از لغو نمایش در سال 1967.

منبع: 2016 English Cafe

Even though it was only on for three years, it became one of the more popular shows in syndication in the '70s and '80s when I was growing up.

با وجود اینکه فقط برای سه سال روی آنتن بود، به یکی از محبوب ترین برنامه ها در پخش مجدد در دهه 70 و 80 تبدیل شد زمانی که من در حال بزرگ شدن بودم.

منبع: 2016 English Cafe

Primetime begins at 8: 00 PM on the coasts in the United States, but there are plenty of reruns and shows in syndication between the time I get home from work at five and eight o'clock.

زمان پخش در ساعت 8:00 بعد از ظهر در سواحل ایالات متحده شروع می شود، اما بین زمانی که من ساعت پنج از سر کار به خانه می رسم و ساعت هشت، پخش مجدد و برنامه های زیادی وجود دارد.

منبع: 2005 ESLPod

He's not requesting the magazines already on the shelves be withdrawn, but for the printing of last Friday's edition to stop now, together with a ban on the further syndication of the photos by the Mondadori group here in France.

او درخواست نمی کند که مجلات موجود در قفسه ها از بین بروند، بلکه از توقف چاپ نسخه جمعه گذشته در حال حاضر، همراه با ممنوعیت بیشتر پخش عکس ها توسط گروه Mondadori در اینجا در فرانسه.

منبع: BBC Listening September 2012 Collection

I don't know about six but yeah, I think four or five I'd be very happy, yeah. - So you're back in the old days where we'd say five syndication. There's no syndication. - No, no, no.

من نمی دانم در مورد شش چیست، اما بله، فکر می کنم چهار یا پنج خیلی خوشحال می شوم، بله. - بنابراین شما به روزهای قدیم بازگشته اید که می گفتیم پنج پخش مجدد. هیچ پخش مجددی وجود ندارد. - نه، نه، نه.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید