individuality

[ایالات متحده]/ˌɪndɪvɪdjʊ'ælɪtɪ/
[بریتانیا]/ˌɪndɪ,vɪdʒu'æləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصیت، ویژگی‌های شخصی، خصوصیات.

جملات نمونه

individuality is the keynote of the Nineties.

منحصربه‌فرد بودن نشانه‌ی اصلی دهه ۹۰ است.

anything but individuality, anything but aloneness.

نه فردیت و نه تنهایی.

it has an individuality and thumbprint of its own.

دارای یک ویژگی و اثر انگشت منحصر به فرد خود است.

This book will help you recognize your individuality.

این کتاب به شما کمک می کند تا فردیت خود را تشخیص دهید.

The small items of handcrafted furniture give individuality to the room.

اشیای کوچک مبلمان ساخته شده با دست، شخصیت به اتاق می‌دهند.

choices that were intended to express his individuality; monotonous towns lacking in individuality.

انتخاب‌هایی که قرار بود فردیت او را نشان دهند؛ شهرهای یکنواخت که فاقد فردیت بودند.

Representing death affirms individuality and freedom spirit of poets, but at the same time it represents fragileness and ultra of self.

نمایش دادن مرگ، فردیت و روح آزادانه شاعران را تایید می‌کند، اما در همان زمان نشان‌دهنده شکنندگی و فوق‌العاده بودن خود است.

The conceptions advocated by edutainment such as “leaning in game playing”, “learning in happiness” and “individuality learning” have been widely accepted.

مفاهیم ترویج شده توسط تفریح آموزشی مانند "بازی در حین یادگیری", "یادگیری در شادی" و "یادگیری فردیت" به طور گسترده پذیرفته شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید