synovial

[ایالات متحده]/sɪˈnəʊviəl/
[بریتانیا]/sɪˈnoʊviəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مایع سینوویال یا غشاها؛ مربوط به ترشح مایع سینوویال

عبارات و ترکیب‌ها

synovial fluid

مایع مفصلی

synovial membrane

غشای سینوویال

synovial joint

مفصل غضروفی

synovial cyst

کیست سینویال

synovial tissue

بافت سینویال

synovial inflammation

التهاب سینویال

synovial arthritis

آرتریت سینویال

synovial cells

سلول‌های سینویال

synovial pathology

پاتولوژی سینویال

synovial structure

ساختار سینویال

جملات نمونه

the synovial fluid acts as a lubricant in the joints.

مایع مفصلی به عنوان یک روان‌کننده در مفاصل عمل می‌کند.

synovial membranes line the joints and produce fluid.

غشاهای مفصلی مفاصل را پوشانده و مایع تولید می‌کنند.

injury can lead to inflammation of the synovial tissue.

آسیب می‌تواند منجر به التهاب بافت مفصلی شود.

doctors often examine synovial fluid for diagnosis.

پزشکان اغلب برای تشخیص مایع مفصلی را بررسی می‌کنند.

synovial joints allow for a wide range of motion.

مفاصل مفصلی به دامنه وسیعی از حرکت اجازه می‌دهند.

rheumatoid arthritis affects the synovial lining of joints.

آرتریت روماتوئید غشاهای مفصلی مفاصل را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

synovial cysts can form near the joints.

کیست‌های مفصلی می‌توانند در نزدیکی مفاصل تشکیل شوند.

physical therapy can help maintain synovial health.

فیزیوتراپی می‌تواند به حفظ سلامت مفصلی کمک کند.

excessive wear can damage the synovial cartilage.

سایش بیش از حد می‌تواند غضروف مفصلی را آسیب برساند.

understanding synovial anatomy is important for surgeons.

درک آناتومی مفصلی برای جراحان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید