tacho

[ایالات متحده]/ˈtækəʊ/
[بریتانیا]/ˈtækoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که سرعت چرخش یک شافت یا دیسک را اندازه‌گیری می‌کند
Word Forms
جمعtachos

عبارات و ترکیب‌ها

tacho meter

تاخو متر

tacho gauge

تاخو گیج

tacho reading

خواندن تاخو

digital tacho

تاخو دیجیتال

tacho signal

سیگنال تاخو

tacho display

نمایش تاخو

tacho calibration

کالیبراسیون تاخو

tacho control

کنترل تاخو

tacho system

سیستم تاخو

tacho sensor

سنسور تاخو

جملات نمونه

the tacho shows the engine speed.

تکومتر نشان‌دهنده سرعت موتور است.

you should monitor the tacho while driving.

هنگام رانندگی باید تکومتر را زیر نظر داشته باشید.

the tacho is essential for performance tuning.

تکومتر برای تنظیم عملکرد ضروری است.

adjust the tacho for optimal performance.

برای عملکرد بهینه، تکومتر را تنظیم کنید.

the mechanic checked the tacho during the service.

مکانیک تکومتر را در طول سرویس بررسی کرد.

a faulty tacho can lead to engine damage.

تکومتر معیوب می‌تواند منجر به آسیب موتور شود.

drivers often rely on the tacho for gear changes.

رانندگان اغلب برای تعویض دنده به تکومتر تکیه می‌کنند.

the tacho reading was higher than expected.

خواندن تکومتر بیشتر از حد انتظار بود.

understanding the tacho is important for racing.

درک تکومتر برای مسابقه مهم است.

he installed a new tacho in his car.

او یک تکومتر جدید در ماشین خود نصب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید