taffy

[ایالات متحده]/ˈtæfi/
[بریتانیا]/ˈtæfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آبنبات جویدنی ساخته شده از شکر، کره و طعم‌دهنده؛ چاپلوسی یا ستایش غیرصادقانه؛ یک فرد ولزی؛ اصطلاح محاوره‌ای برای یک فرد ولزی
Word Forms
جمعtaffies

عبارات و ترکیب‌ها

taffy apple

آب‌نبات سیب

taffy pull

کشیدن آب‌نبات

taffy shop

فروشگاه آب‌نبات

taffy flavor

طعم آب‌نبات

taffy party

جشن آب‌نبات

taffy machine

دستگاه آب‌نبات

taffy recipe

دستورالعمل آب‌نبات

taffy candy

آب‌نبات

taffy making

تهیه آب‌نبات

taffy festival

جشنواره آب‌نبات

جملات نمونه

she loves to make taffy during the holidays.

او عاشق درست کردن شیرینی کشمشی در تعطیلات است.

the taffy was pulled until it was light and fluffy.

شیرینی کشمشی تا زمانی که سبک و پف دار شد کشیده شد.

we bought some taffy from the candy store.

ما مقداری شیرینی کشمشی از مغازه شیرینی خریدیم.

he enjoyed the salty flavor of the taffy.

او از طعم شور شیرینی کشمشی لذت برد.

making taffy requires a lot of patience and skill.

درست کردن شیرینی کشمشی نیاز به صبر و مهارت زیادی دارد.

the kids had fun pulling the warm taffy.

بچه ها از کشیدن شیرینی کشمشی گرم لذت بردند.

she wrapped the taffy in colorful paper for gifts.

او شیرینی کشمشی را برای هدیه در کاغذهای رنگارنگ بست.

he couldn't resist the chewy texture of the taffy.

او نمی توانست در برابر بافت جویدنی شیرینی کشمشی مقاومت کند.

they experimented with different flavors of taffy.

آنها با طعم های مختلف شیرینی کشمشی آزمایش کردند.

the taffy shop was busy during the summer festival.

فروشگاه شیرینی کشمشی در طول جشنواره تابستان شلوغ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید