tailboards

[ایالات متحده]/ˈteɪl.bɔːd/
[بریتانیا]/ˈteɪl.bɔrd/

ترجمه

n. تخته قابل جابجایی در پشت یک وسیله نقلیه

عبارات و ترکیب‌ها

tailboard drop

افت دم

tailboard lift

بالا بردن دم

tailboard extension

گسترش دم

tailboard operation

عملکرد دم

tailboard safety

ایمنی دم

tailboard loading

بارگیری دم

tailboard adjustment

تنظیم دم

tailboard support

حمایت دم

tailboard mechanism

مکانیزم دم

tailboard control

کنترل دم

جملات نمونه

the truck's tailboard was lowered to unload the cargo.

دم کامیون پایین آورده شد تا بار تخلیه شود.

he stood on the tailboard while waiting for his friend.

او در حالی که منتظر دوستش بود روی دم کامیون ایستاد.

make sure the tailboard is secure before driving.

قبل از رانندگی مطمئن شوید که دم کامیون محکم است.

they used the tailboard to help load the heavy boxes.

آنها از دم کامیون برای کمک به بارگیری جعبه های سنگین استفاده کردند.

the tailboard of the vehicle was damaged in the accident.

دم کامیون در تصادف آسیب دید.

she painted the tailboard with bright colors for decoration.

او دم کامیون را با رنگ های روشن برای تزئین نقاشی کرد.

he jumped off the tailboard and ran towards the house.

او از دم کامیون پرید و به سمت خانه دوید.

we installed a new tailboard to improve functionality.

ما یک دم کامیون جدید نصب کردیم تا عملکرد را بهبود بخشیم.

always check the tailboard before starting your journey.

همیشه قبل از شروع سفر خود دم کامیون را بررسی کنید.

the tailboard was covered in mud after the trip.

بعد از سفر، دم کامیون با گل پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید