tailings

[ایالات متحده]/ˈteɪlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈteɪlɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد باقی مانده پس از استخراج مواد معدنی ارزشمند از سنگ معدن؛ مواد زاید تولید شده در طول معدن کاری یا پردازش؛ باقیمانده یک فرآیند

عبارات و ترکیب‌ها

tailings storage

ذخیره سازی دوده

tailings management

مدیریت دوده

tailings disposal

دفع دوده

tailings pond

گودال دوده

tailings facility

امکانات دوده

tailings transport

حمل و نقل دوده

tailings recycling

بازیافت دوده

tailings retention

نگهداری دوده

tailings dam

سد دوده

tailings remediation

اصلاح دوده

جملات نمونه

the mining process produces a large amount of tailings.

فرآیند استخراج معادن مقدار زیادی دوده تولید می‌کند.

tailings can pose significant environmental hazards if not managed properly.

اگر به درستی مدیریت نشوند، دوده می‌تواند خطرات زیست محیطی قابل توجهی ایجاد کند.

many companies are looking for ways to recycle tailings.

شرکت‌های زیادی به دنبال راه‌هایی برای بازیافت دوده هستند.

the tailings dam failed, causing widespread contamination.

سد دوده از کار افتاد و باعث آلودگی گسترده شد.

tailings management is crucial for sustainable mining operations.

مدیریت دوده برای عملیات معدن‌کاری پایدار بسیار مهم است.

innovative technologies are being developed to treat tailings.

فناوری‌های نوآورانه برای تصفیه دوده در حال توسعه هستند.

some tailings can be used in construction projects.

برخی از دوده‌ها می‌توانند در پروژه‌های ساختمانی مورد استفاده قرار گیرند.

monitoring tailings is essential to prevent disasters.

نظارت بر دوده برای جلوگیری از فاجعه ضروری است.

environmental regulations require strict control of tailings disposal.

مقررات زیست محیطی نیاز به کنترل دقیق دفع دوده دارد.

research is ongoing to find safer ways to store tailings.

تحقیقات برای یافتن روش‌های ایمن‌تر برای ذخیره دوده ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید