talapoin

[ایالات متحده]/ˈtæl.ə.pɔɪn/
[بریتانیا]/ˈtæl.ə.pɔɪn/

ترجمه

n.(یک راهب از سریلانکا و تایلند)
Word Forms
جمعtalapoins

عبارات و ترکیب‌ها

talapoin monkey

میمون تالوپوین

talapoin habitat

زیستگاه تالوپوین

talapoin behavior

رفتار تالوپوین

talapoin diet

رژیم غذایی تالوپوین

talapoin species

گونه‌های تالوپوین

talapoin group

گروه تالوپوین

talapoin conservation

حفظ و نگهداری تالوپوین

talapoin distribution

توزیع تالوپوین

talapoin research

تحقیقات تالوپوین

talapoin population

جمعیت تالوپوین

جملات نمونه

talapoins are small primates found in africa.

تالاپوین‌ها میمون‌های کوچک هستند که در آفریقا یافت می‌شوند.

talapoins primarily eat fruits and insects.

تالاپوین‌ها عمدتاً میوه و حشرات می‌خورند.

researchers study talapoins to understand primate evolution.

محققان تالاپوین‌ها را برای درک تکامل میمون‌ها مطالعه می‌کنند.

talapoins communicate using a variety of vocalizations.

تالاپوین‌ها با استفاده از انواع مختلف صداها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

conservation efforts are important for talapoin habitats.

تلاش‌های حفاظتی برای زیستگاه‌های تالاپوین‌ها مهم است.

observing talapoins can provide insights into animal behavior.

مشاهده تالاپوین‌ها می‌تواند بینشی در مورد رفتار حیوانات ارائه دهد.

talapoins are often seen in small family groups.

تالاپوین‌ها اغلب در گروه‌های کوچک خانوادگی دیده می‌شوند.

many zoos feature talapoins in their exhibits.

بسیاری از باغ وحش‌ها تالاپوین‌ها را در نمایشگاه‌های خود به نمایش می‌گذارند.

understanding talapoin ecology is crucial for their conservation.

درک اکولوژی تالاپوین‌ها برای حفظ آنها بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید