a talky, boring play.
یک نمایش پرحرف و خسته کننده.
Lawyer Utterson is a non-talky and nannyish people.
وکیل آترسون فردی غیرگفتوگو و نگران است.
She's a bit too talky for my taste.
او کمی بیش از حد صحبتکننده است، به نظر من.
I find his talky style annoying.
من سبک صحبت کردنش را آزاردهنده مییابم.
The talky customer wouldn't stop complaining.
مشتریِ زیاد صحبتکننده دست از شکایت برنداشت.
I prefer action movies over talky dramas.
من فیلمهای اکشن را به درامهای زیاد صحبتکننده ترجیح میدهم.
Her talky nature makes her a great storyteller.
طبیعتِ زیاد صحبتکننده او باعث میشود یک راویِ فوقالعاده باشد.
The talky professor went on and on about his research.
پروفسورِ زیاد صحبتکننده مدام درباره تحقیقاتش صحبت میکرد.
I don't mind a talky presentation as long as it's engaging.
من با ارائه زیاد صحبتکننده مشکلی ندارم، تا زمانی که جذاب باشد.
The talky group discussion lasted for hours.
بحث گروهیِ زیاد صحبتکننده ساعتها طول کشید.
He's known for his talky speeches at conferences.
او به خاطر سخنرانیهای زیاد صحبتکننده در کنفرانسها شناخته شده است.
The talky radio host keeps listeners entertained during the commute.
مجری رادیوییِ زیاد صحبتکننده شنوندگان را در طول مسیر سرگرم میکند.
a talky, boring play.
یک نمایش پرحرف و خسته کننده.
Lawyer Utterson is a non-talky and nannyish people.
وکیل آترسون فردی غیرگفتوگو و نگران است.
She's a bit too talky for my taste.
او کمی بیش از حد صحبتکننده است، به نظر من.
I find his talky style annoying.
من سبک صحبت کردنش را آزاردهنده مییابم.
The talky customer wouldn't stop complaining.
مشتریِ زیاد صحبتکننده دست از شکایت برنداشت.
I prefer action movies over talky dramas.
من فیلمهای اکشن را به درامهای زیاد صحبتکننده ترجیح میدهم.
Her talky nature makes her a great storyteller.
طبیعتِ زیاد صحبتکننده او باعث میشود یک راویِ فوقالعاده باشد.
The talky professor went on and on about his research.
پروفسورِ زیاد صحبتکننده مدام درباره تحقیقاتش صحبت میکرد.
I don't mind a talky presentation as long as it's engaging.
من با ارائه زیاد صحبتکننده مشکلی ندارم، تا زمانی که جذاب باشد.
The talky group discussion lasted for hours.
بحث گروهیِ زیاد صحبتکننده ساعتها طول کشید.
He's known for his talky speeches at conferences.
او به خاطر سخنرانیهای زیاد صحبتکننده در کنفرانسها شناخته شده است.
The talky radio host keeps listeners entertained during the commute.
مجری رادیوییِ زیاد صحبتکننده شنوندگان را در طول مسیر سرگرم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید