tallis

[ایالات متحده]/'tɑ:lis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شالی که توسط مردان یهودی در هنگام نماز صبح پوشیده می‌شود
adv. هیچ
Word Forms
جمعtalliss

جملات نمونه

wearing a tallis during prayer

در حال پوشیدن طلیس در هنگام نماز

a traditional tallis made of wool

یک طلیس سنتی که از پشم ساخته شده است

he wrapped the tallis around his shoulders

او طلیس را دور شانه‌هایش پیچید

the rabbi gifted him a new tallis

رئیس یهودی به او یک طلیس جدید هدیه داد

the tallis is a symbol of religious devotion

طلیس نمادی از تعهد مذهبی است

the tallis is worn by Jewish men during prayer

مردان یهودی در هنگام نماز طلیس می‌پوشند

she embroidered her initials on the tallis

او حروف اول نامش را روی طلیس گلدوزی کرد

the tallis has intricate designs and patterns

طلیس دارای طرح‌ها و الگوهای پیچیده است

the tallis is a sacred garment in Judaism

طلیس یک لباس مقدس در یهودیت است

he carefully folded the tallis after use

او پس از استفاده، طلیس را با دقت تا کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید