tankships

[ایالات متحده]/ˈtæŋkʃɪp/
[بریتانیا]/ˈtæŋkʃɪp/

ترجمه

n. کشتی‌ای که برای حمل بار مایع، به‌ویژه نفت، طراحی شده است

عبارات و ترکیب‌ها

oil tankship

کشتی نفتکش

chemical tankship

کشتی حامل مواد شیمیایی

tankship operator

اپراتور نفتکش

tankship fleet

ناوگان نفتکش

large tankship

نفتکش بزرگ

tanker tankship

نفتکش

new tankship

نفتکش جدید

tankship design

طراحی نفتکش

tankship charter

اجاره نفتکش

tankship crew

خدمه نفتکش

جملات نمونه

the tankship is scheduled to arrive at the port tomorrow.

کشتی مخزن قرار است فردا در بندر برسد.

they are loading cargo onto the tankship this afternoon.

آنها بار را در این بعد از ظهر روی کشتی مخزن بارگیری می کنند.

the tankship was built to transport liquid chemicals.

کشتی مخزن برای حمل مواد شیمیایی مایع ساخته شده است.

safety measures are crucial when operating a tankship.

هنگام کار با کشتی مخزن، اقدامات ایمنی بسیار مهم است.

the tankship's crew completed their training successfully.

خدمه کشتی مخزن با موفقیت آموزش خود را تکمیل کردند.

we need to inspect the tankship before departure.

ما باید قبل از عزیمت کشتی مخزن را بررسی کنیم.

the tankship can carry thousands of tons of oil.

کشتی مخزن می تواند هزاران تن نفت را حمل کند.

environmental regulations affect tankship operations.

مقررات زیست محیطی بر عملیات کشتی مخزن تأثیر می گذارد.

the tankship experienced rough seas during its journey.

کشتی مخزن در طول سفر خود آب های خروشان را تجربه کرد.

they are developing new technology for tankship efficiency.

آنها در حال توسعه فناوری جدید برای افزایش کارایی کشتی مخزن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید