tannia

[ایالات متحده]/ˈtæniə/
[بریتانیا]/ˈtænɪə/

ترجمه

n. نوعی سبزی ریشه‌ای؛ تارو

عبارات و ترکیب‌ها

tannia leaves

برگ‌های تانیا

tannia roots

ریشه‌های تانیا

tannia stew

خورش تانیا

tannia soup

سوپ تانیا

tannia dish

غذا با تانیا

tannia salad

سالاد تانیا

tannia flour

آرد تانیا

tannia curry

کاری تانیا

tannia chips

چیپس تانیا

tannia snack

میان‌وعده تانیا

جملات نمونه

she loves to cook with tannia.

او عاشق پخت و پز با تانیا است.

tannia is a popular ingredient in many dishes.

تانیا یک ماده محبوب در بسیاری از غذاها است.

we should try the tannia soup at the restaurant.

ما باید سوپ تانیا را در رستوران امتحان کنیم.

tannia can be prepared in various ways.

تانیا را می توان به روش های مختلف تهیه کرد.

he brought a dish made with tannia to the potluck.

او یک ظرف تهیه شده با تانیا را به مهمانی آورد.

in some cultures, tannia is considered a delicacy.

در برخی فرهنگ ها، تانیا به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می شود.

tannia is rich in nutrients and flavor.

تانیا سرشار از مواد مغذی و طعم است.

she learned how to make a traditional tannia dish.

او یاد گرفت که چگونه یک غذای سنتی تانیا تهیه کند.

many people enjoy the taste of fried tannia.

بسیاری از مردم از طعم تانیا سرخ شده لذت می برند.

tannia can be used in both savory and sweet recipes.

می توان از تانیا هم در غذاهای شور و هم در شیرینی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید