brown

[ایالات متحده]/braʊn/
[بریتانیا]/braʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگی تیره که حاوی مقداری زرد یا قرمز است؛ مانند چشم‌های قهوه‌ای
vi. تبدیل شدن به رنگی که حاوی مقداری زرد یا قرمز است
n. رنگی که حاوی مقداری زرد یا قرمز است
vt. موجب شدن چیزی که به رنگی حاوی مقداری زرد یا قرمز تبدیل شود.

عبارات و ترکیب‌ها

brown eyes

چشم قهوه‌ای

brown hair

موهای قهوه‌ای

dark brown

قهوه‌ای تیره

light brown

قهوه‌ای روشن

brown sugar

شکر قهوه‌ای

brown bear

خرس قهوه ای

chocolate brown

قهوه‌ای شکلاتی

brown leather

چرم قهوه‌ای

brown coat

کت قهوه‌ای

brown boots

بوت‌های قهوه‌ای

gordon brown

گوردون براون

brown rice

برنج قهوه‌ای

reddish brown

قهوه‌ای مایل به قرمز

golden brown

قهوه‌ای طلایی

brown coal

زغال قهوه‌ای

brown paper

مقوا قهوه‌ای

brown university

دانشگاه براون

pale brown

قهوه‌ای روشن

brown study

مطالعه جدی

brown earth

خاک قهوه‌ای

brown algae

جلبک قهوه ای

brown fat

چربی قهوه‌ای

brown sauce

سس قهوه‌ای

brown spot

لکه‌ی قهوه‌ای

brown bread

نان قهوه ای

جملات نمونه

an old brown coat.

یک کت قهوه‌ای قدیمی

a rich brown colour.

یک رنگ قهوه‌ای غنی

a brown flocculent precipitate.

یک رسوب قهوه‌ای لخته‌ای

a horrid brown colour.

یک رنگ قهوه‌ای وحشتناک

a rich brown velvet.

یک مخمل قهوه‌ای غنی

They have brown hair.

آنها موهای قهوه‌ای دارند.

the brown of his eyes.

قهوه‌ای چشمانش

a brown or gold colour scheme.

یک طرح رنگ قهوه‌ای یا طلایی

the greeny-brown surface of the stone.

سطح قهوه‌ای-سبز رنگ سنگ

a mulch of sodden brown stems.

یک کود از ساقه های قهوه ای خیس

brown flecks on the skin

لکه های قهوه ای روی پوست

Mr Brown was in the doghouse again.

آقای براون دوباره در حال و هوای بدی بود.

The light brown fur of the coypu.

موهای قهوه ای روشن نوروز

Use brown polish on these shoes.

از صیقلی قهوه ای روی این کفش ها استفاده کنید.

reddish-brown and gold blend well.

قهوه‌ای مایل به قرمز و طلایی به خوبی با هم ترکیب می‌شوند.

نمونه‌های واقعی

Yes, tall, slender, brown hair, brown eyes.

بله، قد بلند، لاغر، موهای قهوه‌ای، چشمان قهوه‌ای.

منبع: Prison Break Season 2

On went her old brown jacket; on went her old brown hat.

سوی او کت قدیمی قهوه‌ای‌اش رفت؛ سوی او کلاه قدیمی قهوه‌ای‌اش رفت.

منبع: O. Henry Short Stories Collection

Like do I want flaming hot hash browns?

آیا من می‌خواهم سیب‌زمینی سرخ‌کرده بسیار داغ؟

منبع: Idol speaks English fluently.

Then brown, then brunette, as well, which is another way of saying brown hair.

سپس قهوه‌ای، سپس قهوه‌ای مایل به بلوند، که روش دیگری برای گفتن موهای قهوه‌ای است.

منبع: English With Lucy (Bilingual Experience)

What smells so... Oh, is that hash browns!

چه بویی دارد... اوه، این سیب‌زمینی سرخ‌کرده است!

منبع: Super Girl Season 2 S02

The ones we ordered were dark brown to match the table.

آن‌هایی که سفارش داده بودیم قهوه‌ای تیره بودند تا با میز مطابقت داشته باشند.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

But Qizai perhaps is the brownest of them all.

اما کیزای شاید از همه قهوه‌ای‌تر باشد.

منبع: CCTV Observations

Generally speaking, they're black, light brown, maybe dark brown.

به طور کلی، آنها سیاه، قهوه‌ای روشن، شاید قهوه‌ای تیره هستند.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

She had long brown hair, brown eyes, dark skin, and a very warm smile.

او موهای قهوه‌ای بلند، چشمان قهوه‌ای، پوست تیره و لبخندی بسیار گرم داشت.

منبع: Tips for Men's Self-Improvement

Leave them in the oven until they're golden brown.

آنها را در فر بگذارید تا طلایی قهوه‌ای شوند.

منبع: Victoria Kitchen

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید