taphonomy

[ایالات متحده]/tæfˈɒnəmi/
[بریتانیا]/təˈfɑːnəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌ای از دیرینه‌شناسی که فرآیندهای دفن و فسیل شدن ارگانیسم‌ها را مطالعه می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

taphonomy studies

مطالعات گورشناسی

taphonomy process

فرآیند گورشناسی

taphonomy analysis

تجزیه و تحلیل گورشناسی

taphonomy research

تحقیقات گورشناسی

taphonomy techniques

تکنیک‌های گورشناسی

taphonomy factors

عوامل گورشناسی

taphonomy evidence

شواهد گورشناسی

taphonomy models

مدل‌های گورشناسی

taphonomy implications

پیامدهای گورشناسی

taphonomy context

زمینه گورشناسی

جملات نمونه

understanding taphonomy is crucial for paleontologists.

درک تافونومی برای دیرستان شناسان بسیار مهم است.

taphonomy helps us interpret fossil records.

تافونومی به ما کمک می کند تا سوابق فسیلی را تفسیر کنیم.

research in taphonomy can reveal past environments.

تحقیقات در تافونومی می تواند محیط های گذشته را آشکار کند.

taphonomy studies the processes of decay and preservation.

تافونومی فرآیندهای پوسیدگی و حفظ را مطالعه می کند.

fossilization is a key concept in taphonomy.

فسیلی شدن یک مفهوم کلیدی در تافونومی است.

taphonomy can explain the distribution of fossils.

تافونومی می تواند توزیع فسیل ها را توضیح دهد.

modern taphonomy incorporates various scientific disciplines.

تافونومی مدرن رشته های علمی مختلف را در بر می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید