tarpans

[ایالات متحده]/ˈtɑːpən/
[بریتانیا]/ˈtɑːrpən/

ترجمه

n. اسب وحشی اروپایی (منقرض شده)

عبارات و ترکیب‌ها

tarpan horse

اسب تارپان

tarpan population

جمعیت اسب تارپان

tarpan breeding

پرورش اسب تارپان

tarpan habitat

زیستگاه اسب تارپان

tarpan conservation

حفظ اسب تارپان

tarpan lineage

تبار اسب تارپان

tarpan species

گونه اسب تارپان

tarpan genetics

ژنتیک اسب تارپان

tarpan reintroduction

بازسازی اسب تارپان

tarpan study

مطالعه اسب تارپان

جملات نمونه

the tarpan is a wild horse native to europe.

اسب وحشی تارپان اسبی است که به طور طبیعی در اروپا زندگی می‌کند.

conservation efforts are being made to protect the tarpan.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از تارپان در حال انجام است.

the tarpan's unique characteristics make it a fascinating study subject.

ویژگی‌های منحصر به فرد تارپان آن را به یک موضوع مورد مطالعه جذاب تبدیل می‌کند.

many people are unaware that the tarpan is extinct in the wild.

بسیاری از مردم نمی‌دانند که تارپان در طبیعت منقرض شده است.

efforts to breed the tarpan in captivity have been successful.

تلاش‌ها برای پرورش تارپان در اسارت موفقیت‌آمیز بوده است.

the tarpan is often confused with other horse breeds.

تارپان اغلب با سایر نژادهای اسب اشتباه گرفته می‌شود.

understanding the tarpan's behavior is crucial for its conservation.

درک رفتار تارپان برای حفظ آن بسیار مهم است.

research on the tarpan provides insights into equine evolution.

تحقیقات در مورد تارپان بینش‌هایی در مورد تکامل اسب ارائه می‌دهد.

the tarpan's habitat has been greatly reduced over the years.

زیستگاه تارپان در طول سال‌ها به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

many zoos now feature the tarpan in their exhibits.

اکنون بسیاری از باغ وحش‌ها تارپان را در نمایشگاه‌های خود به نمایش می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید