pony

[ایالات متحده]/'pəʊnɪ/
[بریتانیا]/'poni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اسب کوچک؛ یک نژاد کوچک از اسب
adj. کوچک‌حجم؛ مختصر
vt. تسویه کردن (یک بدهی)
vi. تسویه کردن (یک بدهی)

عبارات و ترکیب‌ها

Pony ride

گشت با اسب

Ponytail

دم اسبی

pony up

پرداخت سهم خود

جملات نمونه

a pony of vodka.

یک نوشیدنی ودکا

the pony was a family pet.

پونی یک حیوان خانگی بود.

he drove them in a pony and cart. .

او آنها را با یک پونی و گاری راند.

the pony nosed at the straw.

اسب به کاه بو کرد.

the pony was prancing around the paddock.

اسب در حال جست و خیز در اطراف زمین بازی بود.

the pony's near foreleg

جلوی پای نزدیک اسب

The pony nuzzled my hand.

پونی دست من را نوازش کرد.

The ponys coat looked orangish yellow, and the ponys tail had no hair.

پوشش او به رنگ نارنجی زرد بود و دم اسب هیچ مویی نداشت.

her dark hair was done up in a pony tail.

موهای تیره او به حالت دم اسبی بسته شده بود.

Thomas hitched the pony to his cart.

توماس پونی را به گاری خود بست.

the pony snorted, misliking the smell of blood.

اسب با ناراحتی بینی کشید و بوی خون را دوست نداشت.

he had been playing the ponies on the side.

او در کنار، شرط بندی روی اسب ها انجام داده بود.

They made him pony up the money he owed.

آنها مجبورش کردند پول بدهی خود را پرداخت کند.

she regarded playing for the Pony Club as deeply infra dig.

او بازی برای باشگاه Pony را به شدت غیرمتعارف می دانست.

he lifted her down from the pony's back.

او او را از روی پشت اسب پایین برد.

the pony whinnied and tossed his head happily.

اسب با خوشحالی واژگونه شد و سرش را تکان داد.

pony a lesson; ponied all night before the exam.

به اسب درس بده؛ قبل از امتحان تمام شب ها بازی کرد.

His father gave him a pony as a Christmas present.

پدرش به عنوان هدیه کریسمس یک اسب به او داد.

dandling the halter rope, he gently urged the pony's head up.

در حالی که با افسار بازی می‌کرد، به آرامی سر اسب کوچک را بالا می‌برد.

نمونه‌های واقعی

I saw a little pony and he galloped like this.

من یک پونی کوچک دیدم و او اینجوری تاخت.

منبع: Twinkle, Twinkle, Little Star

The knock-off version of My Little Pony.

نسخه تقلبی My Little Pony.

منبع: The First Season of "First Time Here"

He found Sam grooming his pony.

او سام را دید که دارد پونی اش را تمیز می کند.

منبع: The Trumpet Swan

I didn't eat gold and have a flying pony.

من طلا نخوردم و پونی پرنده نداشتم.

منبع: Friends Season 9

The boy got hurt while riding a pony.

پسر در حین سواری روی پونی آسیب دید.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

If you see a purple pony, that's Ari.

اگر یک پونی بنفش دیدید، اسمش آری است.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

Well, thanks man. Now I can get my pony.

خب، ممنون مرد. حالا می توانم پونی ام را بگیرم.

منبع: Friends Season 2

The name of your future pony is...Sparkle Sunshine.

اسم پونی آینده شما...اسپارکل سانشاین است.

منبع: Young Sheldon - Season 2

Is it a good pony? Is it easy to ride?

آیا یک پونی خوب است؟ آیا سواری روی آن آسان است؟

منبع: American English dialogue

Oh, who knows? But let's go ride some ponies.

اوه، کی می دونه؟ اما بریم چند تا پونی رو سوار شیم.

منبع: Modern Family Season 6

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید