tarpons

[ایالات متحده]/ˈtɑːpən/
[بریتانیا]/ˈtɑrpən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی بزرگی که در آب‌های ساحلی گرم یافت می‌شود؛ تارپون آتلانتیک؛ ماهی نقره‌ای بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

catch tarpon

گرفتن تاربون

tarpon fishing

ماهیگیری تاربون

tarpon season

فصل تاربون

tarpon migration

مهاجرت تاربون

tarpon habitat

زیستگاه تاربون

tarpon catch

گرفتن تاربون

tarpon guide

راهنمای تاربون

tarpon run

حرکت تاربون

tarpon tackle

تجهیزات تاربون

tarpon tournament

مسابقه تاربون

جملات نمونه

tarpon are known for their acrobatic leaps.

ماهی‌های تِرپون به دلیل جهش‌های نمایشی خود شناخته می‌شوند.

fishing for tarpon can be an exhilarating experience.

ماهیگیری برای تِرپون می‌تواند تجربه‌ای پرهیجان باشد.

many anglers dream of catching a large tarpon.

بسیاری از ماهیگیران رویای گرفتن یک تِرپون بزرگ را دارند.

tarpon are often found in warm coastal waters.

تِرپون‌ها اغلب در آب‌های ساحلی گرم یافت می‌شوند.

tarpon can grow to impressive sizes.

تِرپون‌ها می‌توانند به اندازه‌های چشمگیری برسند.

many people enjoy tarpon fishing during the summer.

بسیاری از مردم از ماهیگیری تِرپون در تابستان لذت می‌برند.

tarpon are often seen swimming near the surface.

تِرپون‌ها اغلب در حال شنا کردن نزدیک سطح آب دیده می‌شوند.

conservation efforts are important for tarpon populations.

تلاش‌های حفاظتی برای جمعیت تِرپون‌ها مهم هستند.

tarpon fishing tournaments attract many participants.

مسابقات ماهیگیری تِرپون بسیاری از شرکت‌کنندگان را جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید