tastebuds

[ایالات متحده]/ˈteɪstbʌdz/
[بریتانیا]/ˈteɪstbʌdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) میکروپاپیل‌های حسی روی زبان که طعم را تشخیص می‌دهند؛ جمع از "taste bud"؛ مصطلح آناتومیکی که به گروه‌های سلول‌های گیرنده اشاره می‌کند که حس طعم را امکان‌پذیر می‌سازد؛ تقریباً ۹۰۰۰ میکروپاپیل حسی روی زبان انسان یافت می‌شود که در اطراف میکروپاپیل‌های طعم قرار دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

tickle your tastebuds

چشایی‌های شما را تحریک کنید

tantalize tastebuds

چشایی‌های شما را ترغیب کنید

awaken tastebuds

چشایی‌های شما را بیدار کنید

satisfy tastebuds

چشایی‌های شما را رفع کنید

offend tastebuds

چشایی‌های شما را توهین کنید

delight tastebuds

چشایی‌های شما را لذت بخشید

tastebuds tingling

چشایی‌های شما تپش می‌کنند

cater to tastebuds

به چشایی‌های شما پاسخ دهید

appease tastebuds

چشایی‌های شما را آرام کنید

جملات نمونه

the chef's new dish will definitely tickle your tastebuds with its unique combination of flavors.

دستور جدید پовар قطعاً با ترکیب منحصر به فرد مزه‌ها، مزه‌های شما را به شدت لذت بخش خواهد کرد.

this spicy cuisine is sure to wake up your tastebuds and energize your palate.

این غذای گرم قطعاً مزه‌های شما را بیدار خواهد کرد و زبان شما را انرژی داده خواهد کرد.

the rich chocolate dessert appeals to my refined tastebuds and satisfies my sweet tooth.

تارت چکولتی غنی، مزه‌های من را جذب می‌کند و نیاز گرما و شیرین من را نیز برآورده می‌کند.

many food critics praise this restaurant for dishes that tantalize the tastebuds of even the most demanding diners.

بیشتر منتقدان غذایی این رستوران را تقدیم می‌کنند زیرا غذاهایی دارند که مزه‌های مشتریان بسیار مطلوب را به شدت لذت بخش می‌کنند.

if you have discriminating tastebuds, this gourmet restaurant will not disappoint your culinary expectations.

اگر مزه‌های شما تمایز‌آمیز است، این رستوران گourmet شما را نخواهد خیانت کند.

the fusion cuisine panders to modern tastebuds that crave experimental flavor combinations.

غذای ترکیبی به مزه‌های مدرن که ترکیب‌های مزه‌ای تجربی را می‌خواهند، توجه می‌کند.

after recovering from a cold, my tastebuds felt completely numbed and unable to distinguish flavors.

پس از بهبودی از سرماخیز، مزه‌های من به طور کامل بی‌حس شده و نتوانستند مزه‌ها را تشخیص دهند.

this exotic spice blend will treat your tastebuds to an unforgettable culinary adventure.

این ترکیب گیاهی نادر، مزه‌های شما را به یک سفر غذایی غیرقابل فراموشی می‌کند.

the sommelier selected wines specifically to gratify the sophisticated tastebuds of our dinner guests.

سوملیєر نوشیدنی‌ها را به طور خاص انتخاب کرد تا مزه‌های پیچیده مهمانان شام ما را رضایت بخشد.

street food vendors often create simple yet delicious dishes that delight the tastebuds of locals and tourists alike.

فروشندگان غذای خیابانی اغلب غذاهای ساده اما لذیذی ایجاد می‌کنند که مزه‌های همچون ساکنین و گردشگران را لذت بخش می‌کنند.

my grandmother's traditional recipe always satisfies my nostalgic tastebuds and reminds me of childhood holidays.

دستور سنتی نانای من همیشه مزه‌های نostalgic من را رضایت می‌دهد و من را به تعطیلات کودکی من یادآوری می‌کند.

the food critic's refined tastebuds allow him to detect subtle flavors that ordinary diners might miss.

مزه‌های منتقد غذایی ریفاین شده اجازه می‌دهد تا مزه‌های ظریفی را که مشتریان معمولی ممکن است از دست بدهند، تشخیص دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید