taximan

[ایالات متحده]/ˈtæksɪmæn/
[بریتانیا]/ˈtæksɪmæn/

ترجمه

n. یک راننده تاکسی
Word Forms
جمعtaximen

عبارات و ترکیب‌ها

taximan service

خدمات راننده تاکسی

taximan rates

نرخ کرایه تاکسی

friendly taximan

راننده تاکسی خوش‌برخورد

local taximan

راننده تاکسی محلی

experienced taximan

راننده تاکسی با تجربه

taximan tips

نکات مربوط به راننده تاکسی

taximan complaint

شکایت در مورد راننده تاکسی

taximan booking

رزرو راننده تاکسی

taximan advice

مشاوره در مورد راننده تاکسی

taximan job

شغل راننده تاکسی

جملات نمونه

the taximan took me to the airport.

راننده تاکسی مرا به فرودگاه برد.

i chatted with the taximan during the ride.

من در طول مسیر با راننده تاکسی گپ زدم.

the taximan gave me a discount for the long trip.

راننده تاکسی برای سفر طولانی به من تخفیف داد.

it's important to tip your taximan.

نصف کردن راننده تاکسی مهم است.

the taximan knew the best routes to avoid traffic.

راننده تاکسی بهترین مسیرها را برای جلوگیری از ترافیک می دانست.

my taximan was very friendly and helpful.

راننده تاکسی من بسیار دوستانه و مفید بود.

i often call the same taximan for rides.

من اغلب برای سواری با همان راننده تاکسی تماس می گیرم.

the taximan shared interesting stories about the city.

راننده تاکسی داستان های جالب در مورد شهر تعریف کرد.

after the concert, i found a taximan waiting outside.

بعد از کنسرت، من یک راننده تاکسی را بیرون منتظر پیدا کردم.

my taximan helped me with my luggage.

راننده تاکسی من به من در حمل بارم کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید