teacherships

[ایالات متحده]/ˈtiːtʃəʃɪps/
[بریتانیا]/ˈtiːtʃərʃɪps/

ترجمه

n. موقعیت‌ها یا نقش‌های معلمان

عبارات و ترکیب‌ها

new teacherships

معلمان جدید

online teacherships

معلمان آنلاین

temporary teacherships

معلمان موقت

full-time teacherships

معلمان تمام وقت

part-time teacherships

معلمان پاره وقت

local teacherships

معلمان محلی

international teacherships

معلمان بین‌المللی

academic teacherships

معلمان آکادمیک

teaching teacherships

معلمان تدریس

specialized teacherships

معلمان تخصصی

جملات نمونه

her teacherships have greatly influenced her teaching style.

تدریس‌های او تأثیر بسزایی بر سبک تدریس او داشته است.

he is applying for multiple teacherships across the country.

او برای چندین موقعیت تدریس در سراسر کشور درخواست می کند.

the university offers various teacherships for graduate students.

دانشگاه فرصت های تدریس مختلفی را برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی ارائه می دهد.

she gained valuable experience through her teacherships.

او از طریق تدریس‌های خود تجربه ارزشمندی کسب کرد.

teacherships require a strong commitment to education.

موقعیت‌های تدریس مستلزم تعهد قوی به آموزش هستند.

many teacherships come with opportunities for research.

بسیاری از موقعیت‌های تدریس با فرصت‌های تحقیق همراه هستند.

he was awarded several teacherships during his academic career.

او در طول دوران تحصیلی خود چندین موقعیت تدریس دریافت کرد.

teacherships can vary significantly in responsibilities.

موقعیت‌های تدریس می‌توانند از نظر مسئولیت‌ها بسیار متفاوت باشند.

she is well-respected for her numerous teacherships.

او به دلیل تدریس‌های متعددش از احترام زیادی برخوردار است.

finding suitable teacherships can be competitive.

پیدا کردن موقعیت‌های تدریس مناسب می‌تواند رقابتی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید