teammates

[ایالات متحده]/ˈtiːmeɪts/
[بریتانیا]/ˈtiːmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای همان تیم

عبارات و ترکیب‌ها

trust your teammates

به هم‌تیمی‌های خود اعتماد کنید

support your teammates

از هم‌تیمی‌های خود حمایت کنید

communicate with teammates

با هم‌تیمی‌های خود ارتباط برقرار کنید

help your teammates

به هم‌تیمی‌های خود کمک کنید

motivate teammates

هم‌تیمی‌های خود را تشویق کنید

respect your teammates

به هم‌تیمی‌های خود احترام بگذارید

encourage teammates

هم‌تیمی‌های خود را تشویق کنید

trust my teammates

به هم‌تیمی‌های من اعتماد کنید

challenge teammates

هم‌تیمی‌های خود را به چالش بکشید

know your teammates

هم‌تیمی‌های خود را بشناسید

جملات نمونه

my teammates and i practiced every day.

هم تیمی‌های من و من هر روز تمرین می‌کردیم.

we celebrated our victory with our teammates.

ما پیروزی خود را با هم تیمی‌هایمان جشن گرفتیم.

teammates should support each other during tough times.

هم تیمی‌ها باید در زمان‌های سخت از یکدیگر حمایت کنند.

communication is key to a successful team and its teammates.

ارتباط کلید یک تیم موفق و هم تیمی‌های آن است.

my teammates always encourage me to do my best.

هم تیمی‌های من همیشه تشویقم می‌کنند تا بهترین عملکرد را داشته باشم.

we had a team-building exercise with our teammates.

ما یک تمرین تیم‌سازی با هم تیمی‌هایمان داشتیم.

teammates share responsibilities to achieve common goals.

هم تیمی‌ها برای دستیابی به اهداف مشترک مسئولیت‌ها را تقسیم می‌کنند.

it's important to trust your teammates on the field.

اعتماد به هم تیمی‌های خود در زمین مهم است.

my teammates and i had a great time at the tournament.

من و هم تیمی‌هایم اوقات خوبی را در مسابقات داشتیم.

teammates often develop strong friendships over time.

هم تیمی‌ها اغلب در طول زمان دوستی‌های قوی ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید