beat opponents
شکست دادن حریفان
face opponents
مواجهه با حریفان
strong opponents
حریفان قدرتمند
future opponents
حریفان آینده
tough opponents
حریفان سرسخت
outplaying opponents
غلبه بر حریفان
defeat opponents
غَلبه بر حریفان
analyzing opponents
تجزیه و تحلیل حریفان
challenging opponents
چالش با حریفان
skilled opponents
حریفان ماهر
our opponents fiercely debated the proposed legislation.
رقبای ما به شدت در مورد قانون پیشنهادی بحث کردند.
the team faced strong opponents in the championship game.
تیم در بازی قهرمانی با حریفان قدرتمندی روبرو شد.
he analyzed his opponents' strategies before the negotiation.
او استراتژیهای حریفان خود را قبل از مذاکره تجزیه و تحلیل کرد.
the candidate effectively countered his opponents' arguments.
نامزد به طور موثر به استدلالهای حریفان خود پاسخ داد.
we must understand our opponents' motivations to succeed.
ما باید انگیزه های حریفان خود را برای موفقیت درک کنیم.
the chess player studied his opponents' past games.
بازیکن شطرنج بازی های گذشته حریفان خود را مطالعه کرد.
the company identified key opponents in the market.
شرکت حریفان کلیدی را در بازار شناسایی کرد.
she respected her opponents, even while competing fiercely.
او به حریفان خود احترام می گذاشت، حتی در حالی که به شدت رقابت می کرد.
the lawyer prepared to cross-examine the opposing opponents.
وکیل برای بازجویی از حریفان آماده شد.
our political opponents launched a scathing attack on our policies.
رقبای سیاسی ما حملات تند و گزنده ای علیه سیاست های ما انجام دادند.
the boxer trained hard to defeat his upcoming opponents.
بوکسور سخت تمرین کرد تا حریفان آینده خود را شکست دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید