tearaway

[ایالات متحده]/'teərəweɪ/
[بریتانیا]/'tɛrəwe/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیاد؛ شخصی که به طور بی‌پروا رفتار می‌کند
adj. به طور بی‌پروا رفتار کردن
شکل‌های واژه
جمعtearaways

جملات نمونه

He's a tearaway teenager who always gets into trouble.

او یک نوجوان بی‌پروا است که همیشه در دردسر می‌افتد.

The tearaway car sped down the street, narrowly avoiding pedestrians.

ماشین بی‌پروا با سرعت در خیابان حرکت می‌کرد و به طرز خطرناکی از برخورد با عابران پیاده جلوگیری کرد.

She's known for her tearaway fashion sense and bold style.

او به خاطر سلیقه مد بی‌پروا و سبک جسورانه خود شناخته شده است.

The tearaway child ran off into the park, leaving his parents behind.

کودک بی‌پروا به داخل پارک دوید و والدینش را پشت سر گذاشت.

The tearaway dog chewed up the sofa while no one was looking.

سگ بی‌پروا در غیاب هر کسی مبل را جوید.

He's a tearaway talent in the music industry, always pushing boundaries.

او یک استعداد بی‌پروا در صنعت موسیقی است که همیشه مرزها را جابجا می‌کند.

The tearaway student disrupted the class with his constant talking.

دانش‌آموز بی‌پروا با صحبت‌های مداوم خود کلاس را مختل کرد.

She's a tearaway spirit, always seeking new adventures.

او روحی بی‌پروا دارد و همیشه به دنبال ماجراهای جدید است.

The tearaway criminal managed to escape from the police yet again.

جنایتکار بی‌پروا بار دیگر موفق به فرار از دست پلیس شد.

The tearaway kite soared high in the sky, dancing with the wind.

بادبادک بی‌پروا در آسمان به پرواز درآمد و با باد رقصید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید