teleconference

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪkɒnfərəns/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪˌkɒnfərəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جلسه ارتباط از راه دور
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

video teleconference

کنفرانس ویدیویی

teleconference call

تماس کنفرانس

weekly teleconference

کنفرانس هفتگی

teleconference meeting

جلسه کنفرانس

teleconference schedule

برنامه کنفرانس

group teleconference

کنفرانس گروهی

teleconference link

لینک کنفرانس

teleconference platform

پلتفرم کنفرانس

teleconference session

نشست کنفرانس

teleconference access

دسترسی به کنفرانس

جملات نمونه

we will hold a teleconference to discuss the project.

ما یک کنفرانس تلفنی برای بحث در مورد پروژه برگزار خواهیم کرد.

she prefers teleconferences over face-to-face meetings.

او ترجیح می دهد کنفرانس های تلفنی را به جلسات حضوری.

the teleconference will begin at 10 am sharp.

کنفرانس تلفنی راس ساعت 10 صبح آغاز خواهد شد.

make sure to test your equipment before the teleconference.

مطمئن شوید قبل از کنفرانس تلفنی تجهیزات خود را تست کنید.

we encountered technical issues during the teleconference.

ما در طول کنفرانس تلفنی با مشکلات فنی مواجه شدیم.

the teleconference allowed us to connect with overseas clients.

کنفرانس تلفنی به ما این امکان را داد که با مشتریان خارجی ارتباط برقرار کنیم.

she sent out invitations for the teleconference last week.

او هفته گذشته دعوت نامه برای کنفرانس تلفنی ارسال کرد.

everyone should join the teleconference to stay updated.

همه باید در کنفرانس تلفنی شرکت کنند تا از آخرین اطلاعات مطلع شوند.

he recorded the teleconference for those who couldn't attend.

او کنفرانس تلفنی را برای کسانی که نمی توانستند شرکت کنند ضبط کرد.

we need to prepare an agenda for the teleconference.

ما باید یک دستور کار برای کنفرانس تلفنی آماده کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید